cries

[ایالات متحده]/[krɑɪz]/
[بریتانیا]/[kraɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present simple, 3rd person singular) اشک بریزیدن؛ گریه کردن؛ ابراز غم، درد یا خشم از طریق گریه کردن؛ شکایت کردن یا اعتراض با صدای بلند.
n. عمل گریه کردن؛ جیغ؛ ابراز درد یا ناراحتی با صدای بلند.

عبارات و ترکیب‌ها

cries out

Persian_translation

baby cries

Persian_translation

she cries

Persian_translation

crying uncontrollably

Persian_translation

cries for help

Persian_translation

crying scene

Persian_translation

cries over

Persian_translation

crying child

Persian_translation

cries silently

Persian_translation

جملات نمونه

the baby cries when it's hungry.

نوزاد وقتی گرسنه است گریه می‌کند.

she cries during sad movies.

او در حین تماشای فیلم‌های غمگین گریه می‌کند.

he cries out in pain.

او از درد فریاد می‌زند.

don't cry over spilled milk.

برای شیری که ریخته شده گریه نکن.

the team cries victory after the game.

تیم پس از بازی پیروزی را جشن می‌گیرد.

my eyes cry with emotion.

چشمانم از احساسات اشک می‌ریزند.

the wind cries through the trees.

باد از میان درختان زوزه می‌کشد.

she cries foul play in the election.

او تقلب در انتخابات را گزارش می‌کند.

he cries himself to sleep.

او خودش را به خواب می‌برد.

the speaker cries for change.

سخنرایان خواستار تغییر می‌شود.

the city cries out for help.

شهر برای کمک فریاد می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید