he yells
او فریاد میزند
she yells
او فریاد میزند
they yells
آنها فریاد میزنند
yells loudly
با صدای بلند فریاد میزند
yells for help
برای کمک فریاد میزند
yells out
با صدای بلند فریاد میزند
yells in anger
با خشم فریاد میزند
yells with joy
با خوشحالی فریاد میزند
yells at me
به من فریاد میزند
yells for attention
برای جلب توجه فریاد میزند
the teacher yells at the students when they misbehave.
معلم وقتی دانشآموزان نامناسب رفتار میکنند، با آنها داد میزند.
she yells with excitement when she wins the game.
وقتی بازی را میبرد، با هیجان فریاد میزند.
the crowd yells for their favorite team during the match.
هواداران در طول مسابقه برای تیم مورد علاقه خود فریاد میزنند.
he yells for help when he gets lost in the woods.
وقتی در جنگل گم میشود، برای کمک فریاد میزند.
the coach yells instructions to the players from the sidelines.
مربی از کنار زمین به بازیکنان دستورالعمل میدهد و فریاد میزند.
she yells at the television when her team loses.
وقتی تیمش میبازد، با تلویزیون فریاد میزند.
the child yells in joy when he sees his birthday cake.
وقتی کیک تولدش را میبیند، کودک با خوشحالی فریاد میزند.
he yells out loud to get everyone's attention.
برای جلب توجه همه، بلند فریاد میزند.
the dog yells when it wants to go outside.
وقتی میخواهد بیرون برود، سگ فریاد میزند.
the mother yells at her kids to come inside for dinner.
مادر به بچههایش میگوید برای شام داخل بیایند و فریاد میزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید