my homeboys
دوستای من
homeboys unite
دورهمی پسرها
homeboys forever
پسرها تا ابد
homeboys only
فقط پسرها
real homeboys
پسرای واقعی
homeboys rule
پسرها حکومت میکنند
homeboys chill
پسرها استراحت میکنند
homeboys hang
پسرها آویزان میشوند
homeboys squad
گروه پسرها
homeboys talk
پسرها صحبت میکنند
my homeboys and i are planning a road trip this weekend.
من و رفقایم قصد داریم این آخر هفته یک سفر جادهای برنامهریزی کنیم.
we always have each other's backs, just like homeboys should.
ما همیشه پشت سر هم داریم، همانطور که رفقا باید باشند.
my homeboys are the ones i trust the most.
رفقای من کسانی هستند که بیشتر از همه به آنها اعتماد دارم.
last night, my homeboys and i played video games until dawn.
دیشب، من و رفقایم تا سپیده دم بازیهای ویدیویی انجام دادیم.
we had a barbecue with the homeboys in the backyard.
ما باربکیو با رفقا در حیاط پشتی داشتیم.
my homeboys always know how to make me laugh.
رفقای من همیشه میدانند چطور باید مرا بخنداند.
we shared some crazy adventures, my homeboys and i.
ما ماجراهای دیوانهواری را با رفقایم به اشتراک گذاشتیم.
my homeboys are like family to me.
رفقای من مثل خانواده برای من هستند.
whenever i need advice, i turn to my homeboys.
هر وقت به مشورت نیاز داشته باشم، به رفقایم مراجعه میکنم.
we often reminisce about old times with the homeboys.
ما اغلب در مورد خاطرات گذشته با رفقا نوستالژی میکنیم.
my homeboys
دوستای من
homeboys unite
دورهمی پسرها
homeboys forever
پسرها تا ابد
homeboys only
فقط پسرها
real homeboys
پسرای واقعی
homeboys rule
پسرها حکومت میکنند
homeboys chill
پسرها استراحت میکنند
homeboys hang
پسرها آویزان میشوند
homeboys squad
گروه پسرها
homeboys talk
پسرها صحبت میکنند
my homeboys and i are planning a road trip this weekend.
من و رفقایم قصد داریم این آخر هفته یک سفر جادهای برنامهریزی کنیم.
we always have each other's backs, just like homeboys should.
ما همیشه پشت سر هم داریم، همانطور که رفقا باید باشند.
my homeboys are the ones i trust the most.
رفقای من کسانی هستند که بیشتر از همه به آنها اعتماد دارم.
last night, my homeboys and i played video games until dawn.
دیشب، من و رفقایم تا سپیده دم بازیهای ویدیویی انجام دادیم.
we had a barbecue with the homeboys in the backyard.
ما باربکیو با رفقا در حیاط پشتی داشتیم.
my homeboys always know how to make me laugh.
رفقای من همیشه میدانند چطور باید مرا بخنداند.
we shared some crazy adventures, my homeboys and i.
ما ماجراهای دیوانهواری را با رفقایم به اشتراک گذاشتیم.
my homeboys are like family to me.
رفقای من مثل خانواده برای من هستند.
whenever i need advice, i turn to my homeboys.
هر وقت به مشورت نیاز داشته باشم، به رفقایم مراجعه میکنم.
we often reminisce about old times with the homeboys.
ما اغلب در مورد خاطرات گذشته با رفقا نوستالژی میکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید