homed

[ایالات متحده]/həʊm/
[بریتانیا]/hom/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقامت، مسکن، زادگاه
adv. در محل اقامت کسی، بازگشت به محل اقامت کسی
adj. خانگی، مربوط به خانواده کسی
vt. به خانه بازگشتن، به خانه رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

at home

در خانه

home and abroad

داخلی و خارجی

go home

رفتن به خانه

come home

بازگرد

stay at home

در خانه بمان

home appliance

گوشی منزل

went home

به خانه رفت

return home

به خانه بازگرد

get home

به خانه برسان

home page

صفحه اصلی

stay home

در خانه بمان

at home in

در خانه در

home town

شهرزاد

home sales

فروش خانه

coming home

بازگشت به خانه

home country

کشور مادری

feel at home

احساس راحتی در خانه کردن

home office

دفتر خانه

leave home

خانه را ترک کن

جملات نمونه

a home for the elderly.

یک خانه برای افراد مسن

at home on Thursdays.

در خانه در روزهای پنجشنبه

at home in French.

در خانه به زبان فرانسوی

home cooking; home furnishings.

پخت غذا در خانه؛ وسایل منزل

a home game; the home field advantage.

یک بازی خانگی؛ مزیت بازی در خانه

at-home workers; at-home care.

کارکنان خانگی؛ مراقبت در منزل

ordinarily home by three

معمولاً تا ساعت سه به خانه می‌رسد

home care for the elderly.

مراقبت در منزل برای سالمندان

at home in diplomatic circles.

در میان دایره‌های دیپلماتیک در خانه.

languish for home and family.

برای خانه و خانواده احساس دلتنگی کنید.

the journey home was slow.

سفر بازگشت به خانه طولانی بود.

he'll be home soon.

او به زودی به خانه می‌آید.

نمونه‌های واقعی

After Mal became pregnant, that became our home.

پس از اینکه مال باردار شد، آنجا به خانه ما تبدیل شد.

منبع: Inception Selection

The explosion leveled the house and heavily damaged four adjacent homes.

انفجار باعث تخریب خانه و آسیب جدی به چهار خانه مجاور شد.

منبع: AP Listening July 2016 Collection

So we get to take that stupid troll thing home.

پس ما این فرصت را داریم که آن چیز احمقانه تروُل را به خانه ببریم.

منبع: Friends Season 3

They are just like children back home.

آنها مثل بچه‌های خانه هستند.

منبع: VOA Standard Speed March 2016 Compilation

Everyone needs their family. Everyone needs their home.

هر کسی به خانواده‌اش نیاز دارد. هر کسی به خانه‌اش نیاز دارد.

منبع: A Simplified Version of "A King's Love Story"

Reading has always been my home, my sustenance, my great invincible companion.

مطالعه همیشه خانه‌ام، معیشتم، همراه بزرگ و شکست‌ناپذیرم بوده است.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

The damage to Smitty's home defies description.

آسیب به خانه‌ی اسمتی غیرقابل توصیف است.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019

In Neverland the Lost Boys live in the forest in a secret underground home.

در Neverland پسران گمشده در جنگل در یک خانه‌ی زیرزمینی مخفی زندگی می‌کنند.

منبع: Peter Pan

Venezuela has also bulldozed some homes belonging to Colombians.

ونزوئلا همچنین برخی از خانه‌های متعلق به کلمبیایی‌ها را تخریب کرده است.

منبع: NPR News September 2015 Collection

But I think both have domestic constituencies back home.

اما فکر می‌کنم هر دو در داخل کشور حامیانی دارند.

منبع: NPR News September 2014 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید