homelands

[ایالات متحده]/ˈhəʊmlændz/
[بریتانیا]/ˈhoʊmˌlændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشورهای یا مناطق بومی؛ مناطق تعیین شده برای سیاه‌پوستان در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی

عبارات و ترکیب‌ها

native homelands

خاک مادری

ancestral homelands

خاک اجدادی

lost homelands

خاک‌های گمشده

sacred homelands

خاک‌های مقدس

indigenous homelands

خاک بومی

cultural homelands

خاک‌های فرهنگی

historical homelands

خاک‌های تاریخی

traditional homelands

خاک‌های سنتی

shared homelands

خاک‌های مشترک

forgotten homelands

خاک‌های فراموش شده

جملات نمونه

many people long to return to their homelands.

بسیاری از مردم مشتاق بازگشت به زادگاه خود هستند.

homelands hold deep cultural significance for individuals.

زادگاه‌ها اهمیت فرهنگی عمیقی برای افراد دارند.

she often shares stories about her homelands.

او اغلب داستان‌هایی در مورد زادگاه خود تعریف می‌کند.

war forced many to flee their homelands.

جنگ باعث شد بسیاری مجبور به ترک زادگاه خود شوند.

people celebrate their homelands through festivals.

مردم از طریق جشنواره‌ها زادگاه خود را جشن می‌گیرند.

homelands are often a source of pride for communities.

زادگاه‌ها اغلب منبع افتخار برای جوامع هستند.

he feels a strong connection to his homelands.

او ارتباط قوی با زادگاه خود احساس می‌کند.

people's identities are shaped by their homelands.

هویت افراد تحت تأثیر زادگاه آنها شکل می‌گیرد.

many artists draw inspiration from their homelands.

بسیاری از هنرمندان از زادگاه خود الهام می‌گیرند.

homelands can evoke a sense of nostalgia.

زادگاه‌ها می‌توانند حس نوستالژی را برانگیزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید