return homeworld
زمین وطن خود را بگرد
lost homeworld
زمین وطن خود را از دست داد
homeworld planet
planet زمین وطن
distant homeworld
زمین وطن دور
find homeworld
زمین وطن خود را پیدا کن
protect homeworld
زمین وطن خود را حفظ کن
homeworld invasion
حمله به زمین وطن
leaving homeworld
از زمین وطن خود راهی میکن
homeworld ruins
مایههای زمین وطن
their homeworld
زمین وطن آنها
she yearned to return to her homeworld after years of space travel.
او میخواست پس از سالها سفر فضایی به دنیای وطنی خود بازگردد.
the alien race sought to reclaim their lost homeworld from invaders.
نسل خارجی سعی میکرد دنیای وطنی خود را از نیروهای مهاجم بازپسگیری کند.
he felt a deep connection to his homeworld, despite living far away.
او احساس ارتباط عمیقی با دنیای وطنی خود داشت، با وجود اینکه دوری زیادی داشت.
the documentary explored the unique ecosystem of their distant homeworld.
فیلم واقعیتشناسی به دنیای وطنی دور خود و سیستم اکولوژی منحصر به فرد آن پرداخت.
their homeworld was a lush, green planet teeming with life.
دنیای وطنی آنها یک سیاره سبز و پر از زندگی بود.
the explorers mapped the surface of the unexplored homeworld.
کاوشگران سطح دنیای وطنی ناکاوش شده را نقشهبرداری کردند.
protecting their homeworld was their top priority as a species.
حفاظت از دنیای وطنی خود برای آنها اولویت اول بود.
the refugees dreamed of returning to their ravaged homeworld.
مهاجران به دنیای وطنی خود که فروروبیده بود، بازگشت را رویای خود قرار دادند.
he studied the history and culture of his ancestral homeworld.
او تاریخ و فرهنگ دنیای وطنی اجدادی خود را مطالعه کرد.
the signal originated from a previously unknown homeworld.
این سیگنال از یک دنیای وطنی ناشناخته پیشتر آمده بود.
the colony ship was designed to transport settlers to a new homeworld.
کشتی کلونی برای حمل نوکرکنندگان به یک دنیای وطنی جدید طراحی شده بود.
return homeworld
زمین وطن خود را بگرد
lost homeworld
زمین وطن خود را از دست داد
homeworld planet
planet زمین وطن
distant homeworld
زمین وطن دور
find homeworld
زمین وطن خود را پیدا کن
protect homeworld
زمین وطن خود را حفظ کن
homeworld invasion
حمله به زمین وطن
leaving homeworld
از زمین وطن خود راهی میکن
homeworld ruins
مایههای زمین وطن
their homeworld
زمین وطن آنها
she yearned to return to her homeworld after years of space travel.
او میخواست پس از سالها سفر فضایی به دنیای وطنی خود بازگردد.
the alien race sought to reclaim their lost homeworld from invaders.
نسل خارجی سعی میکرد دنیای وطنی خود را از نیروهای مهاجم بازپسگیری کند.
he felt a deep connection to his homeworld, despite living far away.
او احساس ارتباط عمیقی با دنیای وطنی خود داشت، با وجود اینکه دوری زیادی داشت.
the documentary explored the unique ecosystem of their distant homeworld.
فیلم واقعیتشناسی به دنیای وطنی دور خود و سیستم اکولوژی منحصر به فرد آن پرداخت.
their homeworld was a lush, green planet teeming with life.
دنیای وطنی آنها یک سیاره سبز و پر از زندگی بود.
the explorers mapped the surface of the unexplored homeworld.
کاوشگران سطح دنیای وطنی ناکاوش شده را نقشهبرداری کردند.
protecting their homeworld was their top priority as a species.
حفاظت از دنیای وطنی خود برای آنها اولویت اول بود.
the refugees dreamed of returning to their ravaged homeworld.
مهاجران به دنیای وطنی خود که فروروبیده بود، بازگشت را رویای خود قرار دادند.
he studied the history and culture of his ancestral homeworld.
او تاریخ و فرهنگ دنیای وطنی اجدادی خود را مطالعه کرد.
the signal originated from a previously unknown homeworld.
این سیگنال از یک دنیای وطنی ناشناخته پیشتر آمده بود.
the colony ship was designed to transport settlers to a new homeworld.
کشتی کلونی برای حمل نوکرکنندگان به یک دنیای وطنی جدید طراحی شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید