homodimer

[ایالات متحده]/ˈhəʊməʊˌdaɪmə/
[بریتانیا]/ˈhoʊməˌdaɪmɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مولکولی که توسط ترکیب دو زیر واحد مشابه تشکیل شده است

عبارات و ترکیب‌ها

homodimer formation

تشکیل همودیمر

homodimer stability

پایداری همودیمر

homodimer interaction

تعامل همودیمر

homodimer structure

ساختار همودیمر

homodimer analysis

تجزیه و تحلیل همودیمر

homodimer binding

اتصال همودیمر

homodimer assay

آزمایش همودیمر

homodimer expression

بیان همودیمر

homodimer design

طراحی همودیمر

homodimer function

عملکرد همودیمر

جملات نمونه

the protein forms a homodimer in the presence of calcium ions.

پروتئین در حضور یون‌های کلسیم یک همودیمر تشکیل می‌دهد.

researchers are studying the stability of the homodimer.

محققان در حال بررسی پایداری همودیمر هستند.

the homodimer plays a crucial role in cellular signaling.

همودیمر نقش حیاتی در سیگنالینگ سلولی ایفا می‌کند.

we can isolate the homodimer using affinity chromatography.

ما می‌توانیم همودیمر را با استفاده از کروماتوگرافی affinity جدا کنیم.

the homodimer's structure was determined by x-ray crystallography.

ساختار همودیمر با استفاده از کریستالوگرافی پرتو ایکس تعیین شد.

homodimer formation can affect enzyme activity.

تشکیل همودیمر می‌تواند بر فعالیت آنزیم تأثیر بگذارد.

scientists discovered a new homodimer in the latest study.

دانشمندان یک همودیمر جدید را در آخرین مطالعه کشف کردند.

the homodimer is essential for maintaining protein function.

همودیمر برای حفظ عملکرد پروتئین ضروری است.

mutations in the gene can disrupt homodimer formation.

جهش در ژن می‌تواند تشکیل همودیمر را مختل کند.

understanding homodimer interactions can lead to new drug targets.

درک تعاملات همودیمر می‌تواند منجر به شناسایی اهداف دارویی جدید شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید