honeymooning

[ایالات متحده]/ˈhʌnimuːn/
[بریتانیا]/ˈhʌnimuːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوره کوتاه از هماهنگی، به ویژه دوره اولیه هماهنگی
vi. به ماه عسل رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

Honeymoon destination

مقصد ماه عسل

Honeymoon suite

سوییت ماه عسل

Honeymoon package

بسته ماه عسل

second honeymoon

ماه عسل دوم

جملات نمونه

the new President's honeymoon period.

دوره عسل رئیس‌جمهور جدید

they are honeymooning in the south of France.

آنها در جنوب فرانسه مشغول گذراندن تعطیلات بعد از عروسی هستند.

She buy a black nightie to wear on her honeymoon.

او یک لباس شب سیاه خرید تا در ماه عسلش بپوشد.

The honeymoon between the new President and the press was soon over.

ماه عسل بین رئیس‌جمهور جدید و رسانه‌ها به زودی تمام شد.

they flew to the West Indies on honeymoon .

آنها برای گذراندن تعطیلات بعد از عروسی به جزایر کارائیب پرواز کردند.

The honeymoon period is over now for the new President.

اکنون دوره عسل برای رئیس‌جمهور جدید تمام شده است.

There was always a honeymoon period when Mum started a new job.

همیشه دوره‌ای وجود داشت که مادر وقتی شغل جدیدی شروع کرد، تعطیلات بعد از عروسی را گذراند.

While on honeymoon in Bali, she learned to scuba dive.

در حالی که در بالی مشغول گذراندن تعطیلات بعد از عروسی بودند، او یاد گرفت غواصی کند.

the newly-weds jetted off for a honeymoon in New York.

زوج‌های تازه عروس برای گذراندن تعطیلات بعد از عروسی به نیویورک رفتند.

نمونه‌های واقعی

I was conceived in Australia on my parents' honeymoon.

من در استرالیا و در ماه عسل والدینم متولد شدم.

منبع: Modern Family - Season 05

Right, you're not even getting your honeymoon.

درسته، حتی ماه عسل خود را هم نمی گیرید.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

It was the honeymoon they had never had.

این ماه عسلی بود که آنها هرگز نداشته اند.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

My wife and I spent our honeymoon at the inn.

من و همسرم ماه عسل خود را در مهمانخانه گذراندیم.

منبع: Travel Across America

I mean, she runs marathons. This is our adventure honeymoon.

منظورم این است که او مسابقات ماراتن می دود. این ماه عسل ماجراجویانه ماست.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Ideal for anyone planning the perfect honeymoon.

مناسب برای هر کسی که قصد دارد ماه عسل کامل برنامه ریزی کند.

منبع: Creative Cloud Travel

Thankfully, Prince Harry and Meghan Markle will at least get a real honeymoon.

خوشبختانه، پرنس هری و مگان مارکل حداقل یک ماه عسل واقعی خواهند داشت.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

And did you go on a honeymoon?

و آیا شما هم ماه عسل رفتید؟

منبع: American English dialogue

For newlyweds Samir and Fatimah from Beit Omar, this trip was their honeymoon.

برای تازه عروس و دامادهای سمیر و فاطمه از بیت عمر، این سفر ماه عسل آنها بود.

منبع: VOA Standard English_ Technology

Dan asked us to arrange a gift for his future wife. It's a honeymoon.

دن از ما خواست هدیه‌ای برای همسر آینده‌اش آماده کنیم. این یک ماه عسل است.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید