honoured

[ایالات متحده]/[ˈɒnəd]/
[بریتانیا]/[ˈɑːnərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مورد احترام و تحسین بسیاری از مردم؛ با رفتاری ویژه یا توجه خاص
v. نشان دادن احترام و تحسین برای کسی یا چیزی؛ رفتار با احترام ویژه با کسی

عبارات و ترکیب‌ها

honoured guest

مهمان گرامی

honoured position

موقعیت مکرمانه

deeply honoured

به شدت مورد احترام

being honoured

در حال مورد احترام قرار گرفتن

honoured to

افتخار دارم به

was honoured

مورد احترام قرار گرفت

highly honoured

بسیار مورد احترام

honoured recipient

دریافت‌کننده مورد احترام

feel honoured

احساس افتخار کنم

greatly honoured

بزرگترین افتخار

جملات نمونه

i am deeply honoured to accept this award.

من عمیقاً مفتخرم که این جایزه را دریافت کنم.

she was honoured to be invited to the gala.

او مفتخر بود که به مهمانی دعوت شده باشد.

we were honoured by their generous hospitality.

ما مفتخر بودیم به مهمان نوازی سخاوتمندانه آنها.

it is an honour to work alongside such talented people.

افتخار بزرگی است که در کنار چنین افراد بااستعدادی کار کنم.

he felt honoured to represent his country at the games.

او احساس افتخار می‌کرد که نماینده کشورش در مسابقات باشد.

the university was honoured to host the visiting professor.

دانشگاه مفتخر بود که میزبان استاد بازدیدکننده باشد.

i am honoured to have been chosen for this role.

من مفتخرم که برای این نقش انتخاب شده ام.

they were honoured guests at the wedding reception.

آنها مهمانان افتخاری در پذیرایی عروسی بودند.

it is an honour to be recognised for my contributions.

افتخار بزرگی است که برای مشارکت هایم مورد شناخت قرار بگیرم.

she was honoured to speak at the conference.

او مفتخر بود که در کنفرانس صحبت کند.

we are honoured to partner with such a reputable organization.

ما مفتخریم که با چنین سازمانی معتبر همکاری کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید