honoured guest
مهمان گرامی
honoured position
موقعیت مکرمانه
deeply honoured
به شدت مورد احترام
being honoured
در حال مورد احترام قرار گرفتن
honoured to
افتخار دارم به
was honoured
مورد احترام قرار گرفت
highly honoured
بسیار مورد احترام
honoured recipient
دریافتکننده مورد احترام
feel honoured
احساس افتخار کنم
greatly honoured
بزرگترین افتخار
i am deeply honoured to accept this award.
من عمیقاً مفتخرم که این جایزه را دریافت کنم.
she was honoured to be invited to the gala.
او مفتخر بود که به مهمانی دعوت شده باشد.
we were honoured by their generous hospitality.
ما مفتخر بودیم به مهمان نوازی سخاوتمندانه آنها.
it is an honour to work alongside such talented people.
افتخار بزرگی است که در کنار چنین افراد بااستعدادی کار کنم.
he felt honoured to represent his country at the games.
او احساس افتخار میکرد که نماینده کشورش در مسابقات باشد.
the university was honoured to host the visiting professor.
دانشگاه مفتخر بود که میزبان استاد بازدیدکننده باشد.
i am honoured to have been chosen for this role.
من مفتخرم که برای این نقش انتخاب شده ام.
they were honoured guests at the wedding reception.
آنها مهمانان افتخاری در پذیرایی عروسی بودند.
it is an honour to be recognised for my contributions.
افتخار بزرگی است که برای مشارکت هایم مورد شناخت قرار بگیرم.
she was honoured to speak at the conference.
او مفتخر بود که در کنفرانس صحبت کند.
we are honoured to partner with such a reputable organization.
ما مفتخریم که با چنین سازمانی معتبر همکاری کنیم.
honoured guest
مهمان گرامی
honoured position
موقعیت مکرمانه
deeply honoured
به شدت مورد احترام
being honoured
در حال مورد احترام قرار گرفتن
honoured to
افتخار دارم به
was honoured
مورد احترام قرار گرفت
highly honoured
بسیار مورد احترام
honoured recipient
دریافتکننده مورد احترام
feel honoured
احساس افتخار کنم
greatly honoured
بزرگترین افتخار
i am deeply honoured to accept this award.
من عمیقاً مفتخرم که این جایزه را دریافت کنم.
she was honoured to be invited to the gala.
او مفتخر بود که به مهمانی دعوت شده باشد.
we were honoured by their generous hospitality.
ما مفتخر بودیم به مهمان نوازی سخاوتمندانه آنها.
it is an honour to work alongside such talented people.
افتخار بزرگی است که در کنار چنین افراد بااستعدادی کار کنم.
he felt honoured to represent his country at the games.
او احساس افتخار میکرد که نماینده کشورش در مسابقات باشد.
the university was honoured to host the visiting professor.
دانشگاه مفتخر بود که میزبان استاد بازدیدکننده باشد.
i am honoured to have been chosen for this role.
من مفتخرم که برای این نقش انتخاب شده ام.
they were honoured guests at the wedding reception.
آنها مهمانان افتخاری در پذیرایی عروسی بودند.
it is an honour to be recognised for my contributions.
افتخار بزرگی است که برای مشارکت هایم مورد شناخت قرار بگیرم.
she was honoured to speak at the conference.
او مفتخر بود که در کنفرانس صحبت کند.
we are honoured to partner with such a reputable organization.
ما مفتخریم که با چنین سازمانی معتبر همکاری کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید