hooliganisms

[ایالات متحده]/ˈhuːlɪɡənɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈhuːlɪɡənɪzəmz/

ترجمه

n. رفتار یا فعالیت‌های ویژه‌ی راه‌گشایان؛ رفتار خشونت‌آمیز یا نامرتب معمول راه‌گشایان.؛ جرم یا خطا در انجام رفتار راه‌گشایان.

عبارات و ترکیب‌ها

football hooliganism

هولیگانیسم فوتبال

sports hooliganism

هولیگانیسم ورزشی

rampant hooliganism

هولیگانیسم گسترده

street hooliganism

هولیگانیسم خیابانی

youth hooliganism

هولیگانیسم جوانان

hooliganism problem

مشکل هولیگانیسم

hooliganism issue

مورد هولیگانیسم

urban hooliganism

هولیگانیسم شهری

prevent hooliganism

جلوگیری از هولیگانیسم

combat hooliganism

مقابله با هولیگانیسم

جملات نمونه

the rising hooliganisms in major cities have become a serious concern for authorities.

افزایش بی‌ملاحظگی‌ها در شهرهای بزرگ به یک نگرانی جدی برای مقامات تبدیل شده است.

police are working hard to combat the increasing hooliganisms during football matches.

پلیس در حال تلاش برای مقابله با افزایش بی‌ملاحظگی‌ها در زمان بازی‌های فوتبال است.

the government has implemented new measures to prevent urban hooliganisms.

دولت اقدامات جدیدی را برای جلوگیری از بی‌ملاحظگی‌های شهری اجرا کرده است.

several arrests were made after the outbreak of hooliganisms near the stadium.

پس از وقوع بی‌ملاحظگی‌ها در نزدیکی ورزشگاه، چند دستگیری صورت گرفت.

the tourism industry has suffered due to reports of youth hooliganisms in popular areas.

صنعت گردشگری به دلیل گزارش‌هایی درباره بی‌ملاحظگی‌های جوانان در مناطق محبوب، آسیب دیده است.

the mayor condemned the wave of hooliganisms and promised to bring perpetrators to justice.

خیابان‌های بی‌ملاحظگی را محکوم کرد و به افراد این کار اطمینان داد که به عدالت معرفی خواهند شد.

community leaders are working together to reduce violent hooliganisms in the neighborhood.

رهبران جامعه در حال همکاری برای کاهش بی‌ملاحظگی‌های خشونت‌آمیز در محله هستند.

football associations are taking a firm stance against hooliganisms in the sport.

سازمان‌های فوتبال در موضعی محکم در برابر بی‌ملاحظگی‌ها در این ورزش قرار داده‌اند.

the police have been forced to increase patrols due to the surge in violent hooliganisms.

پلیس به دلیل افزایش بی‌ملاحظگی‌های خشونت‌آمیز، مجبور به افزایش گشت‌ها شده‌اند.

studies show that preventing hooliganisms requires addressing their root causes.

مطالعات نشان می‌دهد که جلوگیری از بی‌ملاحظگی‌ها نیاز به برخورد با علل اصلی آن دارد.

the recent outbreak of hooliganisms during the festival has deeply upset local residents.

تفنگ‌های اخیر بی‌ملاحظگی‌ها در طول جشن، ساکنین محلی را به شدت ناراحت کرده است.

a thorough police investigation revealed connections between the hooliganisms and organized crime.

یک تحقیق کامل پلیس روابطی بین بی‌ملاحظگی‌ها و جرایم سازمان‌یافته را آشکار کرد.

the growing hooliganisms among teenagers pose a serious threat to social stability.

افزایش بی‌ملاحظگی‌ها در بین نوجوانان تهدیدی جدی برای پایداری اجتماعی به‌شمار می‌آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید