horder

[ایالات متحده]/hɔːrdə/
[بریتانیا]/hɔːrdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام شخصی
شکل‌های واژه
جمعhorders

جملات نمونه

i placed an order for pizza last night.

من شب گذشته سفارش پیتزا دادم.

the library books are arranged in perfect order on the shelf.

کتاب‌های کتابخانه به درستی روی رف‌ها مرتب شده‌اند.

please maintain order during the ceremony.

لطفاً در طول مراسم نظم را حفظ کنید.

she gave strict orders to start the project immediately.

او دستورات سخت‌گیرانه‌ای داد تا پروژه را فورا شروع کنند.

the vending machine is temporarily out of order.

ماشین فروشگاهی موقتاً خراب است.

we need to restore order after the unexpected disruption.

پس از این اختلال غیرمنتظره، نیاز به بازگرداندن نظم داریم.

he received his order of new office equipment yesterday.

او روز گذشته سفارش تجهیزات دفتر جدید خود را دریافت کرد.

the factory operates its assembly line in sequential order.

کارخانه خط تولید خود را به ترتیب عمل می‌کند.

please put these documents in alphabetical order.

لطفاً این مدارک را به ترتیب الفبایی قرار دهید.

the soldier followed orders without hesitation.

سرباز دستورات را بدون تردید پیروی کرد.

she cataloged her stamp collection in order of issuance date.

او جمعیت مهرهای خود را بر اساس تاریخ انتشار دسته‌بندی کرد.

the restaurant now accepts orders through their mobile application.

این رستوران اکنون سفارشات را از طریق برنامه موبایل خود پذیرفته است.

the judge gave the order to release the prisoners.

دیوان دستور آزادی زندانیان را صادر کرد.

please check if the machine is in working order before starting.

قبل از شروع، لطفاً مطمئن شوید که ماشین در حالت کارکرد مناسبی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید