horsecars

[ایالات متحده]/ˈhɔːskɑː/
[بریتانیا]/ˈhɔrskɑr/

ترجمه

n. واگن راه‌آهن که توسط اسب‌ها کشیده می‌شود؛ واگن باری برای حمل و نقل اسب‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

horsecar ride

نشانی با اسب‌کِش

horsecar line

خط اسب‌کِش

horsecar driver

راننده اسب‌کِش

horsecar station

ایستگاه اسب‌کِش

horsecar route

مسیر اسب‌کِش

horsecar fare

هزینه اسب‌کِش

horsecar service

خدمات اسب‌کِش

horsecar tour

تور اسب‌کِش

horsecar ride-along

همراهی با اسب‌کِش

horsecar history

تاریخچه اسب‌کِش

جملات نمونه

the horsecar was a popular mode of transportation in the 19th century.

در قرن نوزدهم، ارابه اسبی یک وسیله نقلیه محبوب بود.

many cities had horsecar lines that connected neighborhoods.

شهرها زیادی خطوط ارابه اسبی داشتند که محله ها را به هم متصل می کرد.

riding a horsecar can be a nostalgic experience.

سوار شدن در ارابه اسبی می تواند یک تجربه نوستالژیک باشد.

the horsecar clattered along the cobblestone streets.

ارابه اسبی در امتداد خیابان های سنگفرش صدا می کرد.

horsecar drivers were skilled at managing their horses.

رانندگان ارابه اسبی در مدیریت اسب های خود مهارت داشتند.

some horsecar services offered scenic tours of the city.

برخی از خدمات ارابه اسبی تورهای دیدنی شهر را ارائه می دادند.

the invention of the horsecar revolutionized urban travel.

اختراع ارابه اسبی سفر شهری را متحول کرد.

people would gather at the horsecar station to board.

افراد برای سوار شدن در ایستگاه ارابه اسبی جمع می شدند.

horsecar rides were often enjoyed by families on weekends.

سوار شدن در ارابه اسبی اغلب توسط خانواده ها در آخر هفته ها لذت می برد.

in some places, horsecar rides are still available for tourists.

در برخی از مکان ها، سواری با ارابه اسبی هنوز برای گردشگران در دسترس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید