horsed

[ایالات متحده]/hɔːs/
[بریتانیا]/hɔrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوان بزرگی با چهار پا که مردم می‌توانند بر روی آن سوار شوند و اغلب در نبرد استفاده می‌شود؛ چارچوبی که برای حمایت از چیزی استفاده می‌شود
vt. سوار شدن بر روی یک اسب؛ وصل کردن یک اسب به چیزی
vi. سوار شدن بر روی یک اسب؛ شوخی کردن با کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

wild horse

اسب وحشی

horseback riding

سوارکاری

horse racing

مسابقات اسب سواری

horse-drawn carriage

درشکه

horse stable

گودال اسب

horsepower

اسب بخار

dark horse

اسب تاریک

white horse

اسب سفید

change horses

اسب عوض کردن

trojan horse

اسب تروا

black horse

اسب سیاه

ride a horse

سوار اسب شدن

high horse

اسبِ باکفایت

horse race

مسابقه اسب‌دوانی

horse riding

اسب سواری

dead horse

اسب مرده

horse power

اسب بخار

vaulting horse

اسب اصطبل

wooden horse

اسب چوبی

pommel horse

اسب زین‌دار

sea horse

اسب دریایی

horse chestnut

نسل اسب

جملات نمونه

The horse was scratched.

اسب از مسابقه حذف شد.

the horse came upsides.

اسب از کنار رسید.

a horse with white stockings

اسبی با جوراب سفید

the near horse of a pair

اسب نزدیک از یک جفت

The horse took to roadside.

اسب به سمت کنار جاده رفت.

yoke a horse to a cart

اسبی را به یک گاری ببندید.

hitch a horse to a tree

یک اسب را به درخت ببند.

mate a horse with a donkey

اسبی را با یک الاک ببخشید.

The horse was stuck in the quag.

اسب در مرداب گیر کرده بود.

The horse made a bolt.

اسب فرار کرد.

نمونه‌های واقعی

Oh, get off your high horse, Professor Ski Lodge.

اوه، از حرف‌های خودت کم شو، پروفسور پیست اسکی.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

He boasted that he could eat a horse.

او ادعا کرد که می‌تواند یک اسب بخورد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Well, you have to have a horse.

خب، شما باید یک اسب داشته باشید.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

I walk from Winterfell in snow, no horse.

من از وینترفل در برف راه می‌روم، اسبی ندارم.

منبع: Selected Film and Television News

What? -Yeah. -Bring me my horse, please.

چی؟ -بله. -اسب من رو بیار، لطفاً.

منبع: Frozen Selection

You can see a horse or whatever.

شما می‌توانید یک اسب یا هر چیزی را ببینید.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American October 2021 Compilation

Something tells me that's not a horse?

حسی به من می‌گوید که این اسب نیست؟

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

Of course.I can eat a horse now.

البته. حالا می‌توانم یک اسب بخورم.

منبع: Traveling Abroad Conversation Scenarios: Dining Edition

Today, we talk about beating a dead horse.

امروز درباره ضرب و شتم یک اسب مرده صحبت می‌کنیم.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

The horse? No, he's always horsing around.

اسب؟ نه، او همیشه دارد بازی می‌کند.

منبع: Intermediate American English by Lai Shih-Hsiung (Volume 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید