horsepond

[ایالات متحده]/ˈhɔːspɒnd/
[بریتانیا]/ˈhɔrspɑnd/

ترجمه

n. حوضی برای آبیاری اسب‌ها؛ حوضی برای شستن اسب‌ها
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

horsepond view

منظره حوض اسب

horsepond area

منطقه حوض اسب

horsepond fish

ماهی حوض اسب

horsepond bank

گودال حوض اسب

horsepond water

آب حوض اسب

horsepond habitat

زیستگاه حوض اسب

horsepond wildlife

حیات وحش حوض اسب

horsepond fishing

ماهیگیری در حوض اسب

horsepond trail

مسیر حوض اسب

horsepond picnic

پیک نیک در حوض اسب

جملات نمونه

the horsepond is a great place for fishing.

گودال اسبها مکانی عالی برای ماهیگیری است.

we took the kids to play near the horsepond.

ما بچه‌ها را برای بازی به نزدیکی گودال اسبها بردیم.

there are many ducks swimming in the horsepond.

بanyak بادمجان در گودال اسبها شنا می‌کنند.

the horsepond was frozen over in winter.

گودال اسبها در زمستان یخ زده بود.

they built a fence around the horsepond for safety.

آنها برای ایمنی نرده‌ای دور گودال اسبها ساختند.

we enjoyed a picnic by the horsepond.

ما از پیک نیک کنار گودال اسبها لذت بردیم.

the horsepond attracts many local wildlife.

گودال اسبها حیات وحش محلی زیادی را به خود جذب می‌کند.

he often goes to the horsepond to relax.

او اغلب برای استراحت به گودال اسبها می‌رود.

the horsepond is home to many frogs.

گودال اسبها خانه بسیاری از قورباغه‌ها است.

we spotted a heron near the horsepond.

ما یک حماقت در نزدیکی گودال اسبها دیدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید