horseshits

[ایالات متحده]/hɔːʃɪts/
[بریتانیا]/hɔrʃɪts/

ترجمه

n. بی‌معنی; دروغ‌ها
int. بی‌معنی; مزخرفات

عبارات و ترکیب‌ها

horseshits happen

وقوع کود اسب‌ها

this horseshits

این کودهای اسب

horseshits everywhere

کود اسب در همه جا

call it horseshits

آن را کود اسب بنامید

pure horseshits

کود اسب خالص

total horseshits

کود اسب کامل

horseshits aside

کنار گذاشتن کود اسب

horseshits talk

گفتگوی کود اسب

stop horseshits

توقف کود اسب

horseshits and giggles

کود اسب و خنده

جملات نمونه

that idea is just horseshits.

آن ایده فقط حرف‌های بی‌اساس است.

don't give me horseshits; i want the truth.

حرف‌های بی‌اساس به من نگو؛ من حقیقت را می‌خواهم.

his excuses were nothing but horseshits.

دلایل او چیزی جز حرف‌های بی‌اساس نبود.

she dismissed his claims as horseshits.

او ادعاهای او را به عنوان حرف‌های بی‌اساس رد کرد.

i'm tired of all this horseshits at work.

من از همه این حرف‌های بی‌اساس در محل کار خسته شده‌ام.

stop talking horseshits and get to the point.

حرف‌های بی‌اساس نگو و به اصل مطلب برس.

that article is full of horseshits.

آن مقاله پر از حرف‌های بی‌اساس است.

he always spouts horseshits during meetings.

او همیشه در جلسات حرف‌های بی‌اساس می‌گوید.

her comments were just horseshits.

نظرات او فقط حرف‌های بی‌اساس بود.

we can't afford to deal with horseshits right now.

ما نمی‌توانیم اکنون با حرف‌های بی‌اساس کنار بیاییم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید