horseweed

[ایالات متحده]/ˈhɔːswiːd/
[بریتانیا]/ˈhɔrsˌwid/

ترجمه

n. خار کنگر کانادا
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

horseweed control

کنترل گزنگبین

horseweed management

مدیریت گزنگبین

horseweed removal

حذف گزنگبین

horseweed species

گونه‌های گزنگبین

horseweed growth

رشد گزنگبین

horseweed infestation

آلودگی گزنگبین

horseweed herbicide

آرایه‌کشی گزنگبین

horseweed invasion

تهاجم گزنگبین

horseweed identification

شناسایی گزنگبین

horseweed treatment

درمان گزنگبین

جملات نمونه

the horseweed grows abundantly in the fields.

زالزالک در مزارع به وفور رشد می‌کند.

farmers often consider horseweed a troublesome weed.

کشاورزان اغلب زالزالک را علفی ناخوشایند در نظر می‌گیرند.

horseweed can be identified by its tall, slender stalks.

زالزالک را می‌توان با ساقه بلند و باریک آن شناسایی کرد.

it is important to control horseweed in agricultural areas.

کنترل زالزالک در مناطق کشاورزی مهم است.

horseweed blooms in late summer, attracting pollinators.

زالزالک در اواخر تابستان شکوفا می‌شود و گرده‌افشان‌ها را جذب می‌کند.

some herbalists use horseweed for its medicinal properties.

برخی از گیاه‌درمانان از زالزالک به دلیل خواص دارویی آن استفاده می‌کنند.

horseweed can spread quickly if not managed properly.

زالزالک می‌تواند به سرعت گسترش یابد اگر به درستی مدیریت نشود.

many animals find shelter among the horseweed plants.

بسیاری از حیوانات در میان گیاهان زالزالک پناه می‌گیرند.

horseweed is often mistaken for other similar plants.

زالزالک اغلب با گیاهان مشابه دیگر اشتباه گرفته می‌شود.

controlling horseweed requires proper herbicide application.

کنترل زالزالک نیاز به استفاده مناسب از علف‌کش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید