hotbed

[ایالات متحده]/'hɒtbed/
[بریتانیا]/'hɑtbɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانی یا محیطی که رشد و توسعه چیزی را پرورش می‌دهد، بستر مناسب برای چیزی

جملات نمونه

The city became a hotbed of creativity and innovation.

شهر به کانون خلاقیت و نوآوری تبدیل شد.

The company's culture was a hotbed of gossip and rumors.

فرهنگ شرکت به کانون شایعات و噂ها تبدیل شده بود.

The neighborhood is known as a hotbed of criminal activity.

این محله به عنوان کانون فعالیت‌های جنایی شناخته می‌شود.

The university campus is a hotbed of political activism.

حرم دانشگاه کانون فعالیت‌های سیاسی است.

The region has long been a hotbed of ethnic tensions.

این منطقه همواره کانون تنش‌های قومی بوده است.

The internet has become a hotbed of misinformation.

اینترنت به کانون اطلاعات نادرست تبدیل شده است.

The school is a hotbed of talent, producing many successful graduates.

این مدرسه کانون استعداد است و فارغ‌التحصیلان موفق بسیاری را تولید می‌کند.

The company's research department is a hotbed of innovation.

بخش تحقیقات شرکت کانون نوآوری است.

The political party has become a hotbed of infighting and division.

حزب سیاسی به کانون اختلافات و تفرقه تبدیل شده است.

The music scene in the city is a hotbed of emerging talent.

صحنه موسیقی در شهر کانون استعدادهای نوظهور است.

نمونه‌های واقعی

It's considered a hotbed of Sunni insurgent groups.

این منطقه به عنوان کانون شورشیان سنی در نظر گرفته می‌شود.

منبع: CNN Selected May 2016 Collection

The African church is no hotbed of liberalism.

کلیسا در آفریقا کانون لیبرالیسم نیست.

منبع: The Economist - International

All of this creates a hotbed for infectious diseases to flourish.

همه اینها باعث ایجاد بستری مناسب برای رشد و گسترش بیماری‌های عفونی می‌شود.

منبع: Crash Course: The Science of Pandemics

Yet a country so exposed to the dangers of climate change is also a hotbed of climate denialism.

با این حال، کشوری که اینقدر در معرض خطرات تغییرات آب و هوایی قرار دارد، کانون انکار تغییرات آب و هوایی نیز هست.

منبع: The Economist (Summary)

Anbar was once the heart of the Sunni insurgency and remains a hotbed of support for IS militants

الانبار زمانی قلب شورش سنی بود و همچنان کانون حمایت از شبه‌نگان داعشی است.

منبع: VOA Daily Standard January 2020 Collection

“Technical majors even have an advantage in fields that are typically hotbeds for liberal arts majors ” , she said.

«حتی رشته‌های فنی مزیت‌هایی در زمینه‌هایی دارند که معمولاً کانون رشته‌های هنر هستند،» او گفت.

منبع: Must-know high-scoring English reading for graduate entrance exams.

Environment does play a role. You see there have been hotbeds of creativity throughout history.

محیط نقش دارد. شما می‌بینید که در طول تاریخ کانون‌هایی از خلاقیت وجود داشته است.

منبع: Past English Major Level 8 Exam Listening (Specialized)

Refugees often end up in crowded, makeshift camps which make hotbeds for the spread of disease.

پناهندگان اغلب در اردوگاه‌های موقت و شلوغ قرار می‌گیرند که باعث گسترش بیماری می‌شود.

منبع: Crash Course: The Science of Pandemics

Fear and misinformation is a hotbed for myths.

ترس و اطلاعات نادرست بستری برای ایجاد افسانه‌ها است.

منبع: Life Noggin

These environments are a hotbed for biological diversity.

این محیط‌ها کانون تنوع زیستی هستند.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American October 2021 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید