hotbeds

[ایالات متحده]/ˈhɒtbɛdz/
[بریتانیا]/ˈhɑːtˌbɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (مکان‌ها) جایی که چیزی نامطلوب، مانند جرم یا خشونت، رایج است

عبارات و ترکیب‌ها

hotbeds of activity

مراکز فعالیت

hotbeds of innovation

مراکز نوآوری

hotbeds of talent

مراکز استعداد

hotbeds of conflict

مراکز درگیری

hotbeds of crime

مراکز جرم و جنایت

hotbeds of culture

مراکز فرهنگ

hotbeds of learning

مراکز آموزش

hotbeds of research

مراکز تحقیقات

hotbeds of dissent

مراکز مخالفت

hotbeds of growth

مراکز رشد

جملات نمونه

urban areas are often hotbeds of innovation.

مناطق شهری اغلب کانون نوآوری هستند.

these regions are hotbeds for cultural diversity.

این مناطق کانون تنوع فرهنگی هستند.

hotbeds of political activity can be found in major cities.

کانون فعالیت‌های سیاسی را می‌توان در شهرهای بزرگ یافت.

college campuses are hotbeds of student activism.

حرم دانشگاه‌ها کانون فعالیت‌های دانشجویی هستند.

some areas have become hotbeds for tech startups.

برخی مناطق به کانون استارت‌آپ‌های فناوری تبدیل شده‌اند.

hotbeds of crime often require increased police presence.

کانون‌های جرم و جنایت اغلب به حضور پلیس بیشتر نیاز دارند.

these neighborhoods are hotbeds for community engagement.

این محله‌ها کانون مشارکت اجتماعی هستند.

hotbeds of research are crucial for scientific advancement.

کانون‌های تحقیق برای پیشرفت علمی بسیار مهم هستند.

some cities are hotbeds for fashion trends.

برخی از شهرها کانون روند مد هستند.

hotbeds of talent often attract major companies.

کانون‌های استعداد اغلب شرکت‌های بزرگ را جذب می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید