incubators

[ایالات متحده]/ˈɪŋkjʊbeɪtəz/
[بریتانیا]/ˈɪŋkjʊˌbeɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌هایی که برای حفظ یک محیط کنترل‌شده برای جوجه‌کشی از تخم‌مرغ‌ها یا مراقبت از نوزادان نارس استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

business incubators

اردوگاه‌های کسب و کار

startup incubators

اردوگاه‌های استارت‌آپ

technology incubators

اردوگاه‌های فناوری

innovation incubators

اردوگاه‌های نوآوری

social incubators

اردوگاه‌های اجتماعی

food incubators

اردوگاه‌های غذا

creative incubators

اردوگاه‌های خلاق

virtual incubators

اردوگاه‌های مجازی

healthcare incubators

اردوگاه‌های مراقبت‌های بهداشتی

educational incubators

اردوگاه‌های آموزشی

جملات نمونه

incubators are essential for hatching eggs.

انکوباتورها برای جوجه‌کشی تخم‌ها ضروری هستند.

many startups rely on incubators for support.

بسیاری از استارت‌آپ‌ها برای پشتیبانی به انکوباتورها متکی هستند.

she placed the eggs in the incubators carefully.

او با دقت تخم‌ها را در انکوباتورها قرار داد.

incubators can help improve the survival rate of chicks.

انکوباتورها می‌توانند به بهبود نرخ بقای جوجه‌ها کمک کنند.

he works in a lab that develops new incubators.

او در آزمایشگاهی کار می‌کند که انکوباتورهای جدید را توسعه می‌دهد.

incubators provide a controlled environment for growth.

انکوباتورها یک محیط کنترل شده برای رشد فراهم می‌کنند.

she is studying the effects of different incubators.

او در حال بررسی اثرات انکوباتورهای مختلف است.

incubators are used in both agriculture and research.

انکوباتورها هم در کشاورزی و هم در تحقیقات استفاده می‌شوند.

they invested in incubators to help new businesses.

آنها برای کمک به کسب و کارهای جدید در انکوباتورها سرمایه گذاری کردند.

high-tech incubators can monitor temperature and humidity.

انکوباتورهای با فناوری بالا می‌توانند دما و رطوبت را کنترل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید