hotbox

[ایالات متحده]/ˈhɒtbɒks/
[بریتانیا]/ˈhɑːtbɑːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بلبرینگ داغ؛ محور داغ
Word Forms
جمعhotboxes

عبارات و ترکیب‌ها

hotbox session

جلسه هات باکس

hotbox delivery

تحویل هات باکس

hotbox party

جشن هات باکس

hotbox technique

تکنیک هات باکس

hotbox experience

تجربه هات باکس

hotbox meal

وعده غذایی هات باکس

hotbox setup

راه اندازی هات باکس

hotbox culture

فرهنگ هات باکس

hotbox event

رویداد هات باکس

hotbox method

روش هات باکس

جملات نمونه

we decided to hotbox the car during the road trip.

ما تصمیم گرفتیم در طول سفر جاده‌ای ماشین را گرم کنیم.

hotboxing is a popular method among cannabis users.

گرم کردن یک روش محبوب در بین کاربران شاهدانه است.

make sure to ventilate after hotboxing.

مطمئن شوید که بعد از گرم کردن تهویه هوا را انجام دهید.

they often hotbox in their friend's garage.

آنها اغلب در گاراژ دوست خود گرم می‌کنند.

hotboxing can lead to a stronger high.

گرم کردن می‌تواند منجر به سرخوشی قوی‌تر شود.

we had a great time hotboxing at the party.

ما اوقات خوبی را در مهمانی گرم کردیم.

hotbox sessions can be fun but should be done responsibly.

جلسات گرم کردن می‌تواند سرگرم کننده باشد اما باید به طور مسئولانه انجام شود.

she loves to hotbox with friends on weekends.

او دوست دارد آخر هفته‌ها با دوستان خود گرم کند.

hotboxing a small space can create a unique experience.

گرم کردن یک فضای کوچک می‌تواند یک تجربه منحصر به فرد ایجاد کند.

hotboxing is often depicted in movies and shows.

گرم کردن اغلب در فیلم‌ها و برنامه‌ها به تصویر کشیده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید