| جمع | hotelmen |
hotelman service
خدمات متصدی هتل
hotelman duties
وظایف متصدی هتل
hotelman training
آموزش متصدی هتل
hotelman skills
مهارتهای متصدی هتل
hotelman role
نقش متصدی هتل
hotelman experience
تجربه متصدی هتل
hotelman career
مسیر شغلی متصدی هتل
hotelman profession
حرفه متصدی هتل
hotelman standards
استانداردهای متصدی هتل
hotelman responsibilities
مسئولیتهای متصدی هتل
the hotelman greeted us warmly at the entrance.
در بدو ورود، متصدی هتل با روی خوش به ما خوشامد گفت.
the hotelman helped us with our luggage.
متصدی هتل در حمل بار و چمدانهای ما به ما کمک کرد.
every hotelman should be familiar with local attractions.
هر متصدی هتلی باید با جاذبههای محلی آشنا باشد.
the hotelman provided excellent customer service during our stay.
در طول اقامت ما، متصدی هتل خدمات مشتری عالی ارائه داد.
as a hotelman, he must handle complaints effectively.
به عنوان متصدی هتل، او باید شکایات را به طور موثر مدیریت کند.
the hotelman recommended a great restaurant nearby.
متصدی هتل یک رستوران عالی در نزدیکی را به ما پیشنهاد کرد.
it is essential for a hotelman to be friendly and approachable.
برای یک متصدی هتل، دوستانه و قابل دسترس بودن ضروری است.
the hotelman gave us a tour of the facilities.
متصدی هتل یک تور از امکانات به ما نشان داد.
a skilled hotelman knows how to manage a team.
یک متصدی هتل ماهر میداند چگونه یک تیم را مدیریت کند.
the hotelman ensured that our check-in process was smooth.
متصدی هتل اطمینان حاصل کرد که روند ورود ما روان باشد.
hotelman service
خدمات متصدی هتل
hotelman duties
وظایف متصدی هتل
hotelman training
آموزش متصدی هتل
hotelman skills
مهارتهای متصدی هتل
hotelman role
نقش متصدی هتل
hotelman experience
تجربه متصدی هتل
hotelman career
مسیر شغلی متصدی هتل
hotelman profession
حرفه متصدی هتل
hotelman standards
استانداردهای متصدی هتل
hotelman responsibilities
مسئولیتهای متصدی هتل
the hotelman greeted us warmly at the entrance.
در بدو ورود، متصدی هتل با روی خوش به ما خوشامد گفت.
the hotelman helped us with our luggage.
متصدی هتل در حمل بار و چمدانهای ما به ما کمک کرد.
every hotelman should be familiar with local attractions.
هر متصدی هتلی باید با جاذبههای محلی آشنا باشد.
the hotelman provided excellent customer service during our stay.
در طول اقامت ما، متصدی هتل خدمات مشتری عالی ارائه داد.
as a hotelman, he must handle complaints effectively.
به عنوان متصدی هتل، او باید شکایات را به طور موثر مدیریت کند.
the hotelman recommended a great restaurant nearby.
متصدی هتل یک رستوران عالی در نزدیکی را به ما پیشنهاد کرد.
it is essential for a hotelman to be friendly and approachable.
برای یک متصدی هتل، دوستانه و قابل دسترس بودن ضروری است.
the hotelman gave us a tour of the facilities.
متصدی هتل یک تور از امکانات به ما نشان داد.
a skilled hotelman knows how to manage a team.
یک متصدی هتل ماهر میداند چگونه یک تیم را مدیریت کند.
the hotelman ensured that our check-in process was smooth.
متصدی هتل اطمینان حاصل کرد که روند ورود ما روان باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید