housemasters

[ایالات متحده]/ˈhaʊsˌmɑːstəz/
[بریتانیا]/ˈhaʊsˌmæs.tɚz/

ترجمه

n. جمع housemaster

عبارات و ترکیب‌ها

housemasters meeting

جلسه مدیران خانه

housemasters role

نقش مدیران خانه

housemasters duties

وظایف مدیران خانه

housemasters guidelines

دستورالعمل‌های مدیران خانه

housemasters responsibilities

مسئولیت‌های مدیران خانه

housemasters council

شورای مدیران خانه

housemasters training

آموزش مدیران خانه

housemasters support

حمایت از مدیران خانه

housemasters feedback

بازخورد مدیران خانه

housemasters event

رویداد مدیران خانه

جملات نمونه

the housemasters play a crucial role in student welfare.

مدیران خوابگاه نقش مهمی در رفاه دانشجویان ایفا می‌کنند.

housemasters are responsible for maintaining discipline.

مدیران خوابگاه مسئول حفظ نظم هستند.

students often seek advice from their housemasters.

دانشجویان اغلب از مدیران خوابگاه مشاوره می‌گیرند.

the housemasters organize various activities for the students.

مدیران خوابگاه فعالیت‌های مختلفی را برای دانشجویان سازماندهی می‌کنند.

housemasters are key figures in the school community.

مدیران خوابگاه چهره‌های کلیدی در جامعه مدرسه‌اند.

each housemaster has a unique approach to leadership.

هر مدیر خوابگاه رویکرد منحصر به فردی به رهبری دارد.

housemasters often facilitate communication between students and staff.

مدیران خوابگاه اغلب ارتباط بین دانش‌آموزان و کارکنان را تسهیل می‌کنند.

the housemasters provide support during difficult times.

مدیران خوابگاه در زمان‌های سخت از حمایت برخوردارند.

housemasters help to create a positive living environment.

مدیران خوابگاه به ایجاد یک محیط زندگی مثبت کمک می‌کنند.

regular meetings with housemasters can enhance student experience.

جلسات منظم با مدیران خوابگاه می‌تواند تجربه دانشجویی را ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید