houserooms

[ایالات متحده]/ˈhaʊsruːm/
[بریتانیا]/ˈhaʊsˌrum/

ترجمه

n. فضای ذخیره‌سازی یا اقامت در یک خانه؛ ظرفیت یک خانه برای پذیرش اقلام

عبارات و ترکیب‌ها

houseroom rental

اجاره اتاق

shared houseroom

اتاق به اشتراک گذاشته شده

houseroom agreement

قرارداد اتاق

houseroom availability

در دسترس بودن اتاق

houseroom lease

اجاره نامه اتاق

houseroom services

خدمات اتاق

houseroom facilities

امکانات اتاق

houseroom inspection

بازرسی اتاق

houseroom rates

نرخ اتاق

houseroom booking

رزرو اتاق

جملات نمونه

he decided to rent a houseroom near his workplace.

او تصمیم گرفت یک اتاق در نزدیکی محل کارش اجاره کند.

the houseroom provided a cozy atmosphere for studying.

اتاق، فضایی دنج و مناسب برای مطالعه فراهم می‌کرد.

they converted the attic into a houseroom for guests.

آنها پشت‌بام را به یک اتاق برای مهمانان تبدیل کردند.

she decorated her houseroom with plants and artwork.

او اتاق خود را با گیاهان و آثار هنری تزئین کرد.

the landlord offered a spacious houseroom at a reasonable price.

صاحب‌خانه یک اتاق بزرگ و با قیمت مناسب ارائه داد.

living in a houseroom can be a great experience for students.

زندگی در یک اتاق می‌تواند یک تجربه عالی برای دانشجویان باشد.

he invited friends over to his houseroom for a movie night.

او دوستانش را به اتاقش برای یک شب تماشای فیلم دعوت کرد.

the houseroom was equipped with all the necessary amenities.

اتاق مجهز به تمام امکانات ضروری بود.

she felt safe and comfortable in her new houseroom.

او در اتاق جدیدش احساس امنیت و راحتی می‌کرد.

finding a clean and affordable houseroom is essential for travelers.

پیدا کردن یک اتاق تمیز و مقرون به صرفه برای مسافران ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید