do houseworks
انجام کارهای خانه
houseworks tasks
وظایف کارهای خانه
houseworks chores
کارهای خانه و وظایف
manage houseworks
مدیریت کارهای خانه
houseworks routine
برنامه روزانه کارهای خانه
houseworks schedule
برنامه ریزی کارهای خانه
delegate houseworks
واگذاری کارهای خانه
houseworks help
کمک در کارهای خانه
complete houseworks
اتمام کارهای خانه
organize houseworks
مرتب سازی کارهای خانه
doing houseworks can be tiring.
انجام کارهای خانه می تواند خسته کننده باشد.
she enjoys listening to music while doing houseworks.
او از گوش دادن به موسیقی در حالی که کارهای خانه را انجام می دهد لذت می برد.
houseworks are essential for maintaining a clean home.
انجام کارهای خانه برای حفظ نظافت منزل ضروری است.
he divides houseworks among family members.
او کارهای خانه را بین اعضای خانواده تقسیم می کند.
they often argue about houseworks.
آنها اغلب درباره کارهای خانه بحث می کنند.
houseworks can be more enjoyable with a partner.
انجام کارهای خانه با شریک می تواند لذت بخش تر باشد.
she has a schedule for her houseworks.
او برای کارهای خانه خود برنامه ای دارد.
he procrastinates when it comes to houseworks.
او در مورد کارهای خانه به تعویق می اندازد.
houseworks include cleaning, cooking, and laundry.
کارهای خانه شامل تمیز کردن، آشپزی و شستن لباس است.
learning to share houseworks is important in a relationship.
یادگیری تقسیم کارهای خانه در یک رابطه مهم است.
do houseworks
انجام کارهای خانه
houseworks tasks
وظایف کارهای خانه
houseworks chores
کارهای خانه و وظایف
manage houseworks
مدیریت کارهای خانه
houseworks routine
برنامه روزانه کارهای خانه
houseworks schedule
برنامه ریزی کارهای خانه
delegate houseworks
واگذاری کارهای خانه
houseworks help
کمک در کارهای خانه
complete houseworks
اتمام کارهای خانه
organize houseworks
مرتب سازی کارهای خانه
doing houseworks can be tiring.
انجام کارهای خانه می تواند خسته کننده باشد.
she enjoys listening to music while doing houseworks.
او از گوش دادن به موسیقی در حالی که کارهای خانه را انجام می دهد لذت می برد.
houseworks are essential for maintaining a clean home.
انجام کارهای خانه برای حفظ نظافت منزل ضروری است.
he divides houseworks among family members.
او کارهای خانه را بین اعضای خانواده تقسیم می کند.
they often argue about houseworks.
آنها اغلب درباره کارهای خانه بحث می کنند.
houseworks can be more enjoyable with a partner.
انجام کارهای خانه با شریک می تواند لذت بخش تر باشد.
she has a schedule for her houseworks.
او برای کارهای خانه خود برنامه ای دارد.
he procrastinates when it comes to houseworks.
او در مورد کارهای خانه به تعویق می اندازد.
houseworks include cleaning, cooking, and laundry.
کارهای خانه شامل تمیز کردن، آشپزی و شستن لباس است.
learning to share houseworks is important in a relationship.
یادگیری تقسیم کارهای خانه در یک رابطه مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید