housholds

[ایالات متحده]/ˈhaʊshəʊldz/
[بریتانیا]/ˈhaʊshoʊldz/

ترجمه

n. یک خانواده یا گروه افراد که با هم در یک خانه زندگی می‌کنند؛ جمع household.

جملات نمونه

many households have adopted pets in recent years.

در سال‌های اخیر، بسیاری از خانوارها حیوانات خانوادگی پذیرفته‌اند.

households across the country are facing rising costs.

خانوارها در سراسر کشور با افزایش هزینه‌ها مواجه هستند.

the average household size has decreased in urban areas.

حجم متوسط خانوار در مناطق شهری کاهش یافته است.

low-income households receive government assistance.

خانوارهای فقیر کمک‌های دولتی دریافت می‌کنند.

households with children typically spend more on education.

خانوارهایی که فرزند دارند معمولاً بیشتر در آموزش هزینه می‌کنند.

rural households rely heavily on agricultural income.

خانوارهای روستایی به درآمد کشاورزی وابسته هستند.

many households have installed solar panels recently.

بسیاری از خانوارها اخیراً پنل‌های خورشیدی نصب کرده‌اند.

urban households prefer living in apartment buildings.

خانوارهای شهری ترجیح می‌دهند در ساختمان‌های اداری زندگی کنند.

households are reducing their energy consumption.

خانوارها مصرف انرژی خود را کاهش می‌دهند.

these households have access to high-speed internet.

این خانوارها به اینترنت سرعت بالا دسترسی دارند.

households in this neighborhood maintain beautiful gardens.

خانوارهای در این محله گیاهان زیبایی دارند.

most households own at least one vehicle.

بیشتر خانوارها حداقل یک خودرو دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید