huffs

[ایالات متحده]/hʌfs/
[بریتانیا]/hʌfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از huff; به شدت نفس کشیدن; بی‌نفس بودن; ابراز خشم یا ناراحتی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

huffs and puffs

زمزمه‌ها و هیس‌ها

huffs of annoyance

هیس‌های ناراحتی

deep huffs

هیس‌های عمیق

loud huffs

هیس‌های بلند

short huffs

هیس‌های کوتاه

heavy huffs

هیس‌های سنگین

quick huffs

هیس‌های سریع

frustrated huffs

هیس‌های ناامیدانه

soft huffs

هیس‌های آرام

exhausted huffs

هیس‌های خسته کننده

جملات نمونه

she huffs and puffs after climbing the stairs.

او بعد از بالا رفتن از پله‌ها، با صدای خشم‌آلود نفس نفس می‌زند.

he huffs in frustration when things don't go his way.

وقتی که کارها طبق میل او پیش نمی‌رود، او با ناراحتی نفس عمیقی می‌کشد.

the dog huffs when it gets too hot outside.

وقتی هوا بیرون از حد معمول گرم است، سگ با صدای خشم‌آلود نفس می‌کشد.

she huffs at the thought of doing chores.

با فکر انجام کارهای خانه، او با صدای خشم‌آلود نفس می‌کشد.

he huffs after running the marathon.

بعد از دویدن ماراتن، او با صدای خشم‌آلود نفس می‌کشد.

the child huffs when asked to clean up his toys.

وقتی از او خواسته می‌شود اسباب‌بازی‌هایش را جمع کند، کودک با صدای خشم‌آلود نفس می‌کشد.

she huffs in disbelief at the news.

با ناباوری نسبت به خبر، او با صدای خشم‌آلود نفس می‌کشد.

he huffs when he has to wait in line.

وقتی باید در صف منتظر بماند، او با صدای خشم‌آلود نفس می‌کشد.

the cat huffs when it is disturbed during its nap.

وقتی در حین چرت زدن مزاحمتی برایش ایجاد می‌شود، گربه با صدای خشم‌آلود نفس می‌کشد.

she huffs at the idea of waking up early.

با فکر بیدار شدن زود، او با صدای خشم‌آلود نفس می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید