hummels

[ایالات متحده]/'hʌməl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون شاخ

عبارات و ترکیب‌ها

Hummel figurine

مجسمه هامل

Hummel porcelain

سرامیک هامل

Hummel collectibles

کلکسیون‌های هامل

جملات نمونه

The result is misallocation, says Wolfgang Hummel, deputy director of the Berlin state government's economic development agency.

نتیجه اشتباه تخصیص است، بر اساس گفته وولفگانگ هومل، معاون مدیر سازمان توسعه اقتصادی دولت ایالتی برلین.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید