humorlessly serious
جدی بدون شوخ طبعی
humorlessly blunt
صریح بدون شوخ طبعی
humorlessly critical
منتقد بدون شوخ طبعی
humorlessly honest
صادق بدون شوخ طبعی
humorlessly strict
سختگیر بدون شوخ طبعی
humorlessly formal
رسمی بدون شوخ طبعی
humorlessly factual
واقعی بدون شوخ طبعی
humorlessly direct
مستقیم بدون شوخ طبعی
humorlessly pragmatic
عملگرا بدون شوخ طبعی
humorlessly rational
عقلانی بدون شوخ طبعی
he delivered the speech humorlessly, leaving the audience in silence.
او سخنرانی را بدون هیچ مزاح یا خنده ارائه داد و باعث شد مخاطبان در سکوت بمانند.
she humorlessly pointed out the flaws in his argument.
او بدون هیچ مزاح یا خنده، نقاط ضعف استدلال او را نشان داد.
the movie was humorlessly serious, lacking any comic relief.
فیلم بدون هیچ مزاح یا خنده بسیار جدی بود و هیچ عنصر کمیدی نداشت.
he humorlessly critiqued the performance, focusing only on the negatives.
او بدون هیچ مزاح یا خنده، عملکرد را مورد انتقاد قرار داد و فقط بر جنبه های منفی تمرکز کرد.
they humorlessly discussed the project, ignoring the fun aspects.
آنها بدون هیچ مزاح یا خنده، در مورد پروژه صحبت کردند و جنبه های سرگرم کننده آن را نادیده گرفتند.
her humorlessly blunt remarks often offended her colleagues.
اظهارات رکیک و بدون مزاح یا خنده او اغلب همکارانش را ناراحت می کرد.
the meeting was humorlessly efficient, with no time for jokes.
جلسه بدون هیچ مزاح یا خنده بسیار کارآمد بود و زمانی برای شوخی وجود نداشت.
he humorlessly recounted the incident, making it sound even worse.
او بدون هیچ مزاح یا خنده، حادثه را بازگو کرد و آن را حتی بدتر نشان داد.
they humorlessly debated the issue for hours without resolution.
آنها بدون هیچ مزاح یا خنده، ساعت ها در مورد این موضوع بحث کردند اما به نتیجه ای نرسیدند.
his humorlessly critical nature made him unpopular among friends.
طبع انتقادگر و بدون مزاح یا خنده او باعث شد که در بین دوستانش محبوب نباشد.
humorlessly serious
جدی بدون شوخ طبعی
humorlessly blunt
صریح بدون شوخ طبعی
humorlessly critical
منتقد بدون شوخ طبعی
humorlessly honest
صادق بدون شوخ طبعی
humorlessly strict
سختگیر بدون شوخ طبعی
humorlessly formal
رسمی بدون شوخ طبعی
humorlessly factual
واقعی بدون شوخ طبعی
humorlessly direct
مستقیم بدون شوخ طبعی
humorlessly pragmatic
عملگرا بدون شوخ طبعی
humorlessly rational
عقلانی بدون شوخ طبعی
he delivered the speech humorlessly, leaving the audience in silence.
او سخنرانی را بدون هیچ مزاح یا خنده ارائه داد و باعث شد مخاطبان در سکوت بمانند.
she humorlessly pointed out the flaws in his argument.
او بدون هیچ مزاح یا خنده، نقاط ضعف استدلال او را نشان داد.
the movie was humorlessly serious, lacking any comic relief.
فیلم بدون هیچ مزاح یا خنده بسیار جدی بود و هیچ عنصر کمیدی نداشت.
he humorlessly critiqued the performance, focusing only on the negatives.
او بدون هیچ مزاح یا خنده، عملکرد را مورد انتقاد قرار داد و فقط بر جنبه های منفی تمرکز کرد.
they humorlessly discussed the project, ignoring the fun aspects.
آنها بدون هیچ مزاح یا خنده، در مورد پروژه صحبت کردند و جنبه های سرگرم کننده آن را نادیده گرفتند.
her humorlessly blunt remarks often offended her colleagues.
اظهارات رکیک و بدون مزاح یا خنده او اغلب همکارانش را ناراحت می کرد.
the meeting was humorlessly efficient, with no time for jokes.
جلسه بدون هیچ مزاح یا خنده بسیار کارآمد بود و زمانی برای شوخی وجود نداشت.
he humorlessly recounted the incident, making it sound even worse.
او بدون هیچ مزاح یا خنده، حادثه را بازگو کرد و آن را حتی بدتر نشان داد.
they humorlessly debated the issue for hours without resolution.
آنها بدون هیچ مزاح یا خنده، ساعت ها در مورد این موضوع بحث کردند اما به نتیجه ای نرسیدند.
his humorlessly critical nature made him unpopular among friends.
طبع انتقادگر و بدون مزاح یا خنده او باعث شد که در بین دوستانش محبوب نباشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید