humvee

[ایالات متحده]/ˈhʌmviː/
[بریتانیا]/ˈhʌmvi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وسیله نقلیه نظامی
Word Forms
جمعhumvees

عبارات و ترکیب‌ها

military humvee

هاومیل نظامی

humvee vehicle

هاومیل خودرو

humvee convoy

همراهی هاومیل

humvee patrol

گشت‌زنی با هاومیل

armored humvee

هاومیل زرهی

humvee driver

راننده هاومیل

humvee model

مدل هاومیل

humvee deployment

استقرار هاومیل

humvee support

حمایت از هاومیل

humvee mission

ماموریت هاومیل

جملات نمونه

the military used the humvee for transport during the operation.

ارتش از هامر برای حمل و نقل در طول عملیات استفاده کرد.

they modified the humvee for better off-road performance.

آنها هامر را برای عملکرد بهتر در مسیرهای ناهموار تغییر دادند.

the humvee is known for its durability and versatility.

هامر به دلیل دوام و تطبیق پذیری آن شناخته شده است.

during the training, soldiers learned to drive the humvee.

در طول آموزش، سربازان یاد گرفتند که چگونه هامر را برانند.

the humvee can carry a significant amount of equipment.

هامر می تواند مقدار قابل توجهی تجهیزات را حمل کند.

they painted the humvee in camouflage for the mission.

آنها هامر را برای ماموریت در رنگ خنثی کردند.

the humvee's design allows for easy maintenance.

طراحی هامر امکان نگهداری آسان را فراهم می کند.

in the film, the hero drives a humvee through the desert.

در فیلم، قهرمان با یک هامر از صحرا عبور می کند.

the humvee is equipped with advanced communication systems.

هامر مجهز به سیستم های ارتباطی پیشرفته است.

they used the humvee to navigate rough terrain.

آنها از هامر برای پیمایش در مسیرهای ناهموار استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید