hunks

[ایالات متحده]/hʌŋks/
[بریتانیا]/hʌŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخیل، آدم خسیس؛ بخیل، آدم عجیب و غریب

عبارات و ترکیب‌ها

hunks of meat

تکه‌های گوشت

hunks and hunkettes

هانک‌ها و هانکیت‌ها

hunks in suits

هانک‌ها با لباس‌های رسمی

muscle hunks

هانک‌های عضلانی

hunks on screen

هانک‌ها روی صفحه نمایش

hunks of bread

تکه‌های نان

hunks of chocolate

تکه‌های شکلات

hunks in movies

هانک‌ها در فیلم‌ها

hunks of cheese

تکه‌های پنیر

جملات نمونه

those hunks at the gym really know how to lift weights.

آن مردان قدرتمند در باشگاه واقعاً می‌دانند چگونه وزنه بزنند.

she always has a crush on the hunks in her class.

او همیشه عاشق مردان خوش‌هیکل کلاسش است.

the movie is filled with hunks and action scenes.

فیلم پر از مردان خوش‌هیکل و صحنه‌های اکشن است.

he spends hours working out to become one of those hunks.

او ساعت‌ها ورزش می‌کند تا به یکی از آن مردان قدرتمند تبدیل شود.

hunks often attract a lot of attention in public.

مردان خوش‌هیکل اغلب توجه زیادی را در مکان‌های عمومی به خود جلب می‌کنند.

she posted a picture of the hunks at the beach.

او تصویری از مردان خوش‌هیکل در ساحل منتشر کرد.

many hunks participate in fashion shows.

بسیاری از مردان خوش‌هیکل در نمایش‌های مد شرکت می‌کنند.

hunks are often featured in fitness magazines.

مردان خوش‌هیکل اغلب در مجلات تناسب اندام به تصویر کشیده می‌شوند.

she dreams of dating one of the hunks from her favorite show.

او رویای قرار گذاشتن با یکی از مردان خوش‌هیکل از برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌اش را دارد.

the calendar is filled with pictures of handsome hunks.

تقویم پر از عکس‌های مردان خوش‌هیکل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید