hurdies

[ایالات متحده]/'hɜːdiz/
[بریتانیا]/'hɜrdiz/

ترجمه

n. باسن (زبان عامیانه بریتانیا); باسن (زبان عامیانه بریتانیا)

عبارات و ترکیب‌ها

overcoming hurdies

غَلبه بر موانع

facing hurdies

مواجهه با موانع

jumping hurdies

پرش از روی موانع

navigating hurdies

عبور از موانع

hurdies ahead

موانع در پیش رو

hurdies cleared

موانع برداشته شده

hurdies encountered

مواجهه با موانع

hurdies faced

مواجهه با موانع

hurdies removed

حذف موانع

hurdies tackled

مقابله با موانع

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید