husbandries

[ایالات متحده]/ˈhʌzbəndriz/
[بریتانیا]/ˈhʌzbəndriz/

ترجمه

n. عمل کشاورزی یا زراعت؛ مدیریت خانگی یا خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

animal husbandries

دامپروری

crop husbandries

دامپروری محصول

sustainable husbandries

دامپروری پایدار

modern husbandries

دامپروری مدرن

organic husbandries

دامپروری ارگانیک

intensive husbandries

دامپروری فشرده

traditional husbandries

دامپروری سنتی

aquatic husbandries

دامپروری آبزی

livestock husbandries

دامپروری دام و طیور

mixed husbandries

دامپروری ترکیبی

جملات نمونه

husbandries can greatly benefit from modern technology.

کشاورزی‌ها می‌توانند به طور قابل توجهی از فناوری مدرن بهره‌مند شوند.

many husbandries focus on sustainable practices.

بسیاری از کشاورزی‌ها بر روی شیوه‌های پایدار تمرکز دارند.

effective husbandries require careful planning and management.

کشاورزی‌های مؤثر به برنامه‌ریزی و مدیریت دقیق نیاز دارند.

husbandries play a crucial role in food production.

کشاورزی‌ها نقش مهمی در تولید غذا ایفا می‌کنند.

investing in husbandries can lead to higher yields.

سرمایه‌گذاری در کشاورزی‌ها می‌تواند منجر به افزایش بازدهی شود.

husbandries often face challenges from climate change.

کشاورزی‌ها اغلب با چالش‌هایی از تغییرات آب و هوایی مواجه هستند.

training in husbandries is essential for new farmers.

آموزش در کشاورزی‌ها برای کشاورزان جدید ضروری است.

innovative husbandries are essential for future food security.

کشاورزی‌های نوآورانه برای امنیت غذایی آینده ضروری هستند.

husbandries need to adapt to changing market demands.

کشاورزی‌ها باید با تغییرات تقاضای بازار سازگار شوند.

husbandries can enhance biodiversity on farms.

کشاورزی‌ها می‌توانند تنوع زیستی را در مزارع افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید