huss

[ایالات متحده]/hʌs/
[بریتانیا]/hʌs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (به عنوان غذا) گوشت کوسه
Word Forms
جمعhusses

عبارات و ترکیب‌ها

huss fish

ماهی هاس

huss shark

کوسه هاس

huss name

نام هاس

huss style

سبک هاس

huss family

خانواده هاس

huss market

بازار هاس

huss brand

برند هاس

huss culture

فرهنگ هاس

huss group

گروه هاس

huss product

محصول هاس

جملات نمونه

he has a huss about him that makes people trust him.

او حالتی دارد که باعث می‌شود مردم به او اعتماد کنند.

she gave a huss of approval when she saw the results.

وقتی نتیجه را دید، نشانه‌ای از تایید نشان داد.

there was a huss of excitement in the crowd.

در میان جمعیت، نشانه‌ای از هیجان وجود داشت.

he always has a huss of confidence during presentations.

او همیشه در طول ارائه، نشانه‌ای از اعتماد به نفس دارد.

the huss of the ocean waves was soothing.

صدای امواج اقیانوس آرامش‌بخش بود.

she felt a huss of relief after passing the exam.

بعد از قبولی در امتحان، احساسی از تسکین داشت.

his huss of laughter filled the room.

خنده‌هایش اتاق را پر کرد.

there was a huss of anticipation before the show started.

قبل از شروع نمایش، نشانه‌ای از انتظار وجود داشت.

the huss of the city at night is captivating.

فضای شهر در شب مسحورکننده است.

she has a huss that attracts attention wherever she goes.

او حالتی دارد که باعث می‌شود هر جا که برود، توجه‌ها را به خود جلب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید