husses

[ایالات متحده]/hʌsɪz/
[بریتانیا]/hʌsɪz/

ترجمه

n. (به عنوان غذا) گوشت کوسه؛ (Huss) نام خانوادگی؛ (Eng) Hess؛ (Hung) Huss؛ (Ger, Cz, Swe) Hus؛ (Fr) Hus

عبارات و ترکیب‌ها

husses of joy

خوشی‌ها

husses in motion

در حال حرکت

husses of laughter

خنده‌ها

husses of excitement

هیجان‌ها

husses of activity

فعالیت‌ها

husses of chatter

گفتگوها

husses of noise

هم‌دردسرها

husses of energy

انرژی‌ها

husses of celebration

جشن‌ها

husses of voices

صدای‌ها

جملات نمونه

she wore husses to the party.

او برای مهمانی لباس پوشیده بود.

his husses were the talk of the town.

کفش‌هایش نقل محافل بود.

these husses are very comfortable for walking.

این کفش‌ها برای پیاده‌روی بسیار راحت هستند.

she prefers husses over sneakers.

او ترجیح می‌دهد به جای کفش ورزشی، کفش بپوشد.

he polished his husses before the event.

او قبل از رویداد کفش‌هایش را واکس زد.

her husses matched her dress perfectly.

کفش‌های او به طور کامل با لباسش هماهنگ بود.

these husses are made of genuine leather.

این کفش‌ها از چرم طبیعی ساخته شده‌اند.

he bought new husses for the wedding.

او کفش‌های جدیدی برای عروسی خرید.

she always chooses stylish husses.

او همیشه کفش‌های شیک انتخاب می‌کند.

his husses were too tight for comfort.

کفش‌های او برای راحتی بیش از حد تنگ بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید