wooden huts
کلبههای چوبی
thatched huts
کلبههای پوشیده با گراس
fishing huts
کلبههای ماهیگیری
beach huts
کلبههای ساحلی
mountain huts
کلبههای کوهستانی
hunting huts
کلبههای شکار
bamboo huts
کلبههای بامبو
stone huts
کلبههای سنگی
shelter huts
کلبههای سرپناه
camping huts
کلبههای کمپینگ
the children played in the huts by the river.
کودکان در کنار رودخانه در کلبهها بازی میکردند.
we built several huts for the camping trip.
ما چندین کلبه برای سفر کمپینگ ساختیم.
the village consists of traditional huts made of bamboo.
دهکده از کلبههای سنتی ساخته شده از بامبو تشکیل شده است.
they decorated the huts with colorful lights for the festival.
آنها کلبهها را با چراغهای رنگارنگ برای جشنواره تزئین کردند.
visitors can rent huts for a night by the beach.
بازدیدکنندگان میتوانند کلبهها را برای یک شب در کنار ساحل اجاره کنند.
the huts provided shelter from the rain.
کلبهها از باران محافظت میکردند.
in the winter, the huts are cozy and warm.
در زمستان، کلبهها دنج و گرم هستند.
they used to live in huts before moving to the city.
آنها قبل از نقل مکان به شهر در کلبهها زندگی میکردند.
the fishermen built huts along the shore.
ماهیتشدها کلبههایی را در امتداد ساحل ساختند.
huts are often found in remote areas of the jungle.
کلبهها اغلب در مناطق دورافتاده جنگل یافت میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید