hydrodynamic

[ایالات متحده]/ˌhaɪdrəʊdaɪ'næmɪk/
[بریتانیا]/ˌhaɪdrodaɪ'næmɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به حرکت سیالات، به ویژه مایعات

عبارات و ترکیب‌ها

hydrodynamic lubrication

روانکاری هیدرودینامیکی

hydrodynamic pressure

فشار هیدرودینامیکی

hydrodynamic dispersion

پراکندگی هیدرودینامیکی

hydrodynamic transmission

انتقال هیدرودینامیکی

جملات نمونه

Based on the two-dimension adlittoral non-invariablenes flow control equation of lakes,a hydrodynamic model of lakes was built up.

بر اساس معادله کنترل جریان غیرتغییرپذیری دو بعدی ساحلی دریاچه ها، یک مدل هیدرودینامیک از دریاچه ها ایجاد شد.

Bioreactor can improve nutrition transmittability, provide hydrodynamic environment, induce shear stress, and promote production of cartilage specific matrix protein.

بایوراکتور می‌تواند قابلیت انتقال مواد مغذی را بهبود بخشد، محیط هیدرودینامیکی فراهم کند، تنش برشی را القا کند و تولید پروتئین ماتریس خاص غضروف را تقویت کند.

Multiphase flow is a new and developing discipline on the basis of hydrodynamics, heat and mass transfer, physiochemistry, combustion theory and other disciplines.

جریان چند فازی یک رشته جدید و در حال توسعه بر اساس هیدرودینامیک، انتقال گرما و جرم، فیزوشیمی، نظریه احتراق و سایر رشته ها است.

to the biologist, the tuna is a marvel of hydrodynamic engineering, its body packed with modifications that enable it to outeat, outgrow, outswim, outdive, and outmigrate any other fish in the sea;

در نظر زیست‌شناس، ماهی تن یک شاهکار مهندسی هیدرودینامیک است، بدنش مملو از تغییراتی است که به آن امکان می‌دهد از هر ماهی دیگری در دریا پیشی بگیرد.

One scientists work provides material for an entirecourse, covering topics ranging from hydrodynamic stability andturbulence to electrohydrodynamics and the locomotion of smallorganisms.

کار یک دانشمند، مطالب لازم برای یک دوره کامل را ارائه می دهد که موضوعاتی از قبیل پایداری و آشفتگی هیدرودینامیک، الکتروهیدرودینامیک و حرکت دلبیرگان کوچک را پوشش می دهد.

The hydrodynamic design of the boat allows it to move swiftly through the water

طراحی هیدرودینامیک قایق به آن اجازه می دهد تا به سرعت در آب حرکت کند.

Scientists study the hydrodynamic forces acting on underwater structures

دانشمندان نیروهای هیدرودینامیکی که بر سازه های زیر آب وارد می شوند را مطالعه می کنند.

The swimmer's streamlined body shape reduces hydrodynamic drag in the water

شکل بدنی آیرودینامیک شناگر کشش هیدرودینامیکی را در آب کاهش می دهد.

Engineers use hydrodynamic simulations to optimize the performance of ships

مهندسان از شبیه سازی های هیدرودینامیک برای بهینه سازی عملکرد کشتی ها استفاده می کنند.

The hydrodynamic properties of a submarine allow it to maneuver underwater with precision

خواص هیدرودینامیکی یک زیردریایی به آن اجازه می دهد تا با دقت در زیر آب مانور دهد.

Racing cars are designed with hydrodynamic principles to increase speed and efficiency

ماشین های مسابقه ای با در نظر گرفتن اصول هیدرودینامیک برای افزایش سرعت و کارایی طراحی می شوند.

Aerodynamic shapes are often inspired by hydrodynamic forms found in nature

شکل های آیرودینامیک اغلب از اشکال هیدرودینامیکی الهام گرفته از طبیعت الهام می گیرند.

Surfers use hydrodynamic knowledge to ride waves more effectively

موج سواران از دانش هیدرودینامیک برای سوار شدن به موج ها به طور موثرتر استفاده می کنند.

The hydrodynamic performance of a boat can be affected by its hull shape

عملکرد هیدرودینامیک یک قایق می تواند تحت تأثیر شکل بدنه آن قرار گیرد.

Understanding hydrodynamic principles is crucial in designing efficient watercraft

درک اصول هیدرودینامیک برای طراحی وسایل نقلیه آبی کارآمد بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید