hydrogenated

[ایالات متحده]/haɪˈdrɒdʒəneɪtɪd/
[بریتانیا]/haɪˈdrɑːdʒəneɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته hydrogenate

عبارات و ترکیب‌ها

hydrogenated oil

روغن هیدروژنه

hydrogenated fat

چربی هیدروژنه

hydrogenated vegetable

سبزیجات هیدروژنه

hydrogenated margarine

مارگارین هیدروژنه

hydrogenated products

محصولات هیدروژنه

hydrogenated palm

پالم هیدروژنه

hydrogenated shortening

چربی جامد هیدروژنه

hydrogenated starch

نشاسته هیدروژنه

hydrogenated soybean

سویا هیدروژنه

hydrogenated lard

دنبه هیدروژنه

جملات نمونه

hydrogenated oils are commonly used in processed foods.

روغن‌های هیدروژنه به طور معمول در غذاهای فرآوری شده استفاده می‌شوند.

many people avoid hydrogenated fats for health reasons.

بسیاری از افراد به دلیل مسائل بهداشتی از چربی‌های هیدروژنه اجتناب می‌کنند.

hydrogenated vegetable oil can improve shelf life.

روغن سبزیجات هیدروژنه می‌تواند ماندگاری را افزایش دهد.

some baked goods contain hydrogenated ingredients.

برخی از محصولات پخته شده حاوی مواد هیدروژنه هستند.

hydrogenated products may contribute to heart disease.

محصولات هیدروژنه ممکن است به بیماری قلبی کمک کنند.

labeling hydrogenated oils is important for consumers.

برچسب‌گذاری روغن‌های هیدروژنه برای مصرف‌کنندگان مهم است.

hydrogenated fats are often found in margarine.

چربی‌های هیدروژنه اغلب در مارگارین یافت می‌شوند.

reducing hydrogenated oils in diets is recommended.

کاهش روغن‌های هیدروژنه در رژیم غذایی توصیه می‌شود.

hydrogenated products can alter the texture of food.

محصولات هیدروژنه می‌توانند بافت غذا را تغییر دهند.

many snack foods are made with hydrogenated ingredients.

بسیاری از غذاهای میان وعده با مواد هیدروژنه تهیه می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید