using hydrometers
استفاده از هیدرومترها
calibrate hydrometers
کالیبراسیون هیدرومترها
read hydrometers
خواندن هیدرومترها
checking hydrometers
بررسی هیدرومترها
several hydrometers
چند هیدرومتر
new hydrometers
هیدرومترهای جدید
hydrometers measure
هیدرومترها اندازه گیری می کنند
hydrometer readings
خوانش هیدرومتر
stored hydrometers
هیدرومترهای ذخیره شده
clean hydrometers
هیدرومترهای تمیز
we use hydrometers to measure the specific gravity of liquids.
ما از هیدرومتر برای اندازه گیری چگالی مایعات استفاده می کنیم.
the lab technician calibrated the hydrometers before the experiment.
تکنسین آزمایشگاه قبل از آزمایش هیدرومتر را تنظیم کرد.
carefully read the hydrometer's scale to determine the density.
دقت کنید که مقیاس هیدرومتر را بخوانید تا چگالی را مشخص کنید.
the hydrometer floated in the solution, indicating a lower density.
هیدرومتر در محلول شناور بود، نشان دهنده چگالی پایین تر بود.
he purchased a new hydrometer for measuring battery electrolyte.
او یک هیدرومتر جدید برای اندازه گیری الکترولیت باتری خریداری کرد.
the wine maker used hydrometers to track fermentation progress.
تولید کننده شامپاگن از هیدرومتر برای پیگیری پیشرفت فرآیند فرآوری استفاده کرد.
ensure the hydrometer is clean before each measurement.
قبل از هر اندازه گیری مطمئن شوید که هیدرومتر تمیز است.
compare hydrometer readings with established standards for quality control.
مقایسه نتایج خواندن هیدرومتر با استانداردهای متعارف برای کنترل کیفیت.
a digital hydrometer provides a more precise reading than a traditional one.
هیدرومتر دیجیتال نسبت به نوع سنتی خوانش دقیق تری ارائه می دهد.
the hydrometer's stem was broken, so it was unusable.
ساقه هیدرومتر شکسته بود، بنابراین قابل استفاده نبود.
he stored the hydrometers in a dry place to prevent corrosion.
او هیدرومترها را در یک جای خشک نگهداری کرد تا از خوردگی جلوگیری شود.
using hydrometers
استفاده از هیدرومترها
calibrate hydrometers
کالیبراسیون هیدرومترها
read hydrometers
خواندن هیدرومترها
checking hydrometers
بررسی هیدرومترها
several hydrometers
چند هیدرومتر
new hydrometers
هیدرومترهای جدید
hydrometers measure
هیدرومترها اندازه گیری می کنند
hydrometer readings
خوانش هیدرومتر
stored hydrometers
هیدرومترهای ذخیره شده
clean hydrometers
هیدرومترهای تمیز
we use hydrometers to measure the specific gravity of liquids.
ما از هیدرومتر برای اندازه گیری چگالی مایعات استفاده می کنیم.
the lab technician calibrated the hydrometers before the experiment.
تکنسین آزمایشگاه قبل از آزمایش هیدرومتر را تنظیم کرد.
carefully read the hydrometer's scale to determine the density.
دقت کنید که مقیاس هیدرومتر را بخوانید تا چگالی را مشخص کنید.
the hydrometer floated in the solution, indicating a lower density.
هیدرومتر در محلول شناور بود، نشان دهنده چگالی پایین تر بود.
he purchased a new hydrometer for measuring battery electrolyte.
او یک هیدرومتر جدید برای اندازه گیری الکترولیت باتری خریداری کرد.
the wine maker used hydrometers to track fermentation progress.
تولید کننده شامپاگن از هیدرومتر برای پیگیری پیشرفت فرآیند فرآوری استفاده کرد.
ensure the hydrometer is clean before each measurement.
قبل از هر اندازه گیری مطمئن شوید که هیدرومتر تمیز است.
compare hydrometer readings with established standards for quality control.
مقایسه نتایج خواندن هیدرومتر با استانداردهای متعارف برای کنترل کیفیت.
a digital hydrometer provides a more precise reading than a traditional one.
هیدرومتر دیجیتال نسبت به نوع سنتی خوانش دقیق تری ارائه می دهد.
the hydrometer's stem was broken, so it was unusable.
ساقه هیدرومتر شکسته بود، بنابراین قابل استفاده نبود.
he stored the hydrometers in a dry place to prevent corrosion.
او هیدرومترها را در یک جای خشک نگهداری کرد تا از خوردگی جلوگیری شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید