hypercalcemic

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəkælˈsiːmɪk/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərkælˈsɛmɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخص شده با کلسیم بیش از حد در خون

عبارات و ترکیب‌ها

hypercalcemic crisis

بحران هایپرکلسیمی

hypercalcemic state

وضعیت هایپرکلسیمی

hypercalcemic patient

بیمار هایپرکلسیمی

hypercalcemic syndrome

سندرم هایپرکلسیمی

becoming hypercalcemic

در حال تبدیل شدن به هایپرکلسیمی

hypercalcemic condition

وضعیت هایپرکلسیمی

hypercalcemic episode

اپیزود هایپرکلسیمی

is hypercalcemic

هایپرکلسیمی است

hypercalcemic levels

سطوح هایپرکلسیمی

hypercalcemic effects

اثرات هایپرکلسیمی

جملات نمونه

the hypercalcemic patient required immediate medical intervention to lower elevated calcium levels.

بیمار مبتلا به هایپرکلسمی به مداخله پزشکی فوری برای کاهش سطح بالای کلسیم نیاز داشت.

a hypercalcemic crisis can be life-threatening if not treated promptly.

یک بحران هایپرکلسمی می‌تواند در صورت عدم درمان به موقع، تهدید کننده حیات باشد.

the doctor diagnosed a hypercalcemic state caused by an underlying malignancy.

پزشک یک حالت هایپرکلسمی ناشی از بدخیمی زمینه‌ای را تشخیص داد.

hypercalcemic symptoms often include fatigue, nausea, and confusion.

علائم هایپرکلسمی اغلب شامل خستگی، تهوع و سردرگمی است.

the blood test revealed a hypercalcemic condition that needed monitoring.

آزمایش خون یک وضعیت هایپرکلسمی را نشان داد که نیاز به نظارت داشت.

patients with hypercalcemia often experience excessive thirst and frequent urination.

بیماران مبتلا به هایپرکلسمی اغلب تشنگی بیش از حد و تکرر ادرار را تجربه می‌کنند.

the hypercalcemic episode was triggered by parathyroid dysfunction.

اپیزود هایپرکلسمی توسط اختلال عملکرد غده پاراتیروئید تحریک شد.

severe hypercalcemia requires intravenous fluids and medication for treatment.

هایپرکلسمی شدید نیاز به مایعات داخل وریدی و دارو برای درمان دارد.

the laboratory results confirmed hypercalcemic levels in the patient's blood.

نتایج آزمایشگاهی سطح بالای کلسیم در خون بیمار را تایید کرد.

chronic hypercalcemia can lead to kidney stones and bone pain.

هایپرکلسمی مزمن می‌تواند منجر به سنگ کلیه و درد استخوان شود.

hypercalcemic complications may affect cardiovascular function.

عوارض هایپرکلسمی ممکن است بر عملکرد قلب و عروق تأثیر بگذارد.

the oncologist noted that the hypercalcemic state was related to the cancer.

متخصص سرطان‌شناسی متوجه شد که حالت هایپرکلسمی با سرطان مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید