hyperpolarize neurons
هایپرپولاریزه کردن نورونها
hyperpolarize cell membranes
هایپرپولاریزه کردن غشاهای سلولی
hyperpolarize action potentials
هایپرپولاریزه کردن پتانسیلهای عمل
hyperpolarize synaptic responses
هایپرپولاریزه کردن پاسخهای سیناپسی
hyperpolarize cardiac cells
هایپرپولاریزه کردن سلولهای قلبی
hyperpolarize muscle fibers
هایپرپولاریزه کردن الیاف عضلانی
hyperpolarize sensory neurons
هایپرپولاریزه کردن نورونهای حسی
hyperpolarize electrical signals
هایپرپولاریزه کردن سیگنالهای الکتریکی
hyperpolarize neuronal activity
هایپرپولاریزه کردن فعالیت نورونی
hyperpolarize ion channels
هایپرپولاریزه کردن کانالهای یونی
the neurons can hyperpolarize in response to certain stimuli.
نورونها در پاسخ به محرکهای خاص میتوانند هایپرپولاریزه شوند.
hyperpolarize the cell membrane to prevent action potentials.
برای جلوگیری از پتانسیلهای عمل، غشای سلولی را هایپرپولاریزه کنید.
drugs can hyperpolarize the heart muscle cells.
داروها میتوانند سلولهای عضله قلب را هایپرپولاریزه کنند.
during the experiment, we observed how light can hyperpolarize the photoreceptors.
در طول آزمایش، مشاهده کردیم که چگونه نور میتواند گیرندههای نوری را هایپرپولاریزه کند.
hyperpolarize the membrane to enhance the signal detection.
برای افزایش تشخیص سیگنال، غشا را هایپرپولاریزه کنید.
the process of hyperpolarizing neurons is crucial for signal transmission.
فرآیند هایپرپولاریزه کردن نورونها برای انتقال سیگنال بسیار مهم است.
researchers found ways to hyperpolarize cells using specific ions.
محققان راههایی برای هایپرپولاریزه کردن سلولها با استفاده از یونهای خاص پیدا کردند.
to hyperpolarize the neuron, we applied a negative current.
برای هایپرپولاریزه کردن نورون، یک جریان منفی اعمال کردیم.
hyperpolarize the axon to improve its conductivity.
برای بهبود رسانایی آن، آکسون را هایپرپولاریزه کنید.
understanding how to hyperpolarize cells can lead to new treatments.
درک اینکه چگونه سلولها را هایپرپولاریزه کنیم میتواند منجر به درمانهای جدید شود.
hyperpolarize neurons
هایپرپولاریزه کردن نورونها
hyperpolarize cell membranes
هایپرپولاریزه کردن غشاهای سلولی
hyperpolarize action potentials
هایپرپولاریزه کردن پتانسیلهای عمل
hyperpolarize synaptic responses
هایپرپولاریزه کردن پاسخهای سیناپسی
hyperpolarize cardiac cells
هایپرپولاریزه کردن سلولهای قلبی
hyperpolarize muscle fibers
هایپرپولاریزه کردن الیاف عضلانی
hyperpolarize sensory neurons
هایپرپولاریزه کردن نورونهای حسی
hyperpolarize electrical signals
هایپرپولاریزه کردن سیگنالهای الکتریکی
hyperpolarize neuronal activity
هایپرپولاریزه کردن فعالیت نورونی
hyperpolarize ion channels
هایپرپولاریزه کردن کانالهای یونی
the neurons can hyperpolarize in response to certain stimuli.
نورونها در پاسخ به محرکهای خاص میتوانند هایپرپولاریزه شوند.
hyperpolarize the cell membrane to prevent action potentials.
برای جلوگیری از پتانسیلهای عمل، غشای سلولی را هایپرپولاریزه کنید.
drugs can hyperpolarize the heart muscle cells.
داروها میتوانند سلولهای عضله قلب را هایپرپولاریزه کنند.
during the experiment, we observed how light can hyperpolarize the photoreceptors.
در طول آزمایش، مشاهده کردیم که چگونه نور میتواند گیرندههای نوری را هایپرپولاریزه کند.
hyperpolarize the membrane to enhance the signal detection.
برای افزایش تشخیص سیگنال، غشا را هایپرپولاریزه کنید.
the process of hyperpolarizing neurons is crucial for signal transmission.
فرآیند هایپرپولاریزه کردن نورونها برای انتقال سیگنال بسیار مهم است.
researchers found ways to hyperpolarize cells using specific ions.
محققان راههایی برای هایپرپولاریزه کردن سلولها با استفاده از یونهای خاص پیدا کردند.
to hyperpolarize the neuron, we applied a negative current.
برای هایپرپولاریزه کردن نورون، یک جریان منفی اعمال کردیم.
hyperpolarize the axon to improve its conductivity.
برای بهبود رسانایی آن، آکسون را هایپرپولاریزه کنید.
understanding how to hyperpolarize cells can lead to new treatments.
درک اینکه چگونه سلولها را هایپرپولاریزه کنیم میتواند منجر به درمانهای جدید شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید