hypervigilance

[ایالات متحده]/ˌhaɪ.pəˈvɪdʒ.ə.ləns/
[بریتانیا]/ˌhaɪ.pɚˈvɪdʒ.ə.ləns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حالت تقویت شده از حساسیت حسی که با شدت اغراق‌آمیز رفتارهایی که هدف آن‌ها شناسایی تهدیدات است، همراه است.

عبارات و ترکیب‌ها

heightened hypervigilance

افزایش هوشیاری

persistent hypervigilance

هوشیاری مداوم

extreme hypervigilance

هوشیاری شدید

chronic hypervigilance

هوشیاری مزمن

acute hypervigilance

هوشیاری حاد

constant hypervigilance

هوشیاری دائمی

emotional hypervigilance

هوشیاری عاطفی

mental hypervigilance

هوشیاری ذهنی

social hypervigilance

هوشیاری اجتماعی

hypervigilance symptoms

علائم هوشیاری بیش از حد

جملات نمونه

hypervigilance can be a symptom of anxiety disorders.

بیش‌فعالی می‌تواند علامتی از اختلالات اضطرابی باشد.

people with hypervigilance often struggle to relax.

افرادی که دچار بیش‌فعالی هستند اغلب در آرامشیدن مشکل دارند.

hypervigilance may lead to chronic fatigue.

بیش‌فعالی ممکن است منجر به خستگی مزمن شود.

therapy can help manage hypervigilance effectively.

درمان می‌تواند به طور موثر به مدیریت بیش‌فعالی کمک کند.

hypervigilance is common in trauma survivors.

بیش‌فعالی در بین بازماندگان آسیب‌های روحی شایع است.

individuals experiencing hypervigilance often feel on edge.

افرادی که دچار بیش‌فعالی هستند اغلب احساس اضطراب و استرس می‌کنند.

hypervigilance can impact daily functioning.

بیش‌فعالی می‌تواند بر عملکرد روزانه تأثیر بگذارد.

mindfulness practices can reduce hypervigilance symptoms.

تمرینات ذهن‌آگاهی می‌توانند علائم بیش‌فعالی را کاهش دهند.

hypervigilance may cause sleep disturbances.

بیش‌فعالی ممکن است باعث اختلالات خواب شود.

understanding hypervigilance is important for mental health.

درک بیش‌فعالی برای سلامت روان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید