hypnotizers

[ایالات متحده]/ˈhɪpnətaɪzə/
[بریتانیا]/ˈhɪpnəˌtaɪzər/

ترجمه

n. فردی که در دیگران حالت خواب یا هیپنوتیک ایجاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

hypnotizer session

جلسه هیپنوتیزم

hypnotizer technique

تکنیک هیپنوتیزم

hypnotizer skill

مهارت هیپنوتیزم

hypnotizer training

آموزش هیپنوتیزم

hypnotizer show

نمایش هیپنوتیزم

hypnotizer expert

متخصص هیپنوتیزم

hypnotizer practice

تمرین هیپنوتیزم

hypnotizer method

روش هیپنوتیزم

hypnotizer role

نقش هیپنوتیزم

hypnotizer performance

اجای هیپنوتیزم

جملات نمونه

the hypnotizer captivated the audience with his skills.

ماهرانه، هیپنوتیزر توانست مخاطبان را مجذوب خود کند.

many people believe in the power of a hypnotizer.

بسیاری از مردم به قدرت یک هیپنوتیزر اعتقاد دارند.

the hypnotizer helped her overcome her fears.

هیپنوتیزر به او کمک کرد تا بر ترس هایش غلبه کند.

she felt relaxed under the hypnotizer's guidance.

او زیر نظر هیپنوتیزر احساس آرامش کرد.

the hypnotizer used various techniques during the session.

هیپنوتیزر در طول جلسه از تکنیک های مختلف استفاده کرد.

he became a professional hypnotizer after years of practice.

او پس از سال ها تمرین به یک هیپنوتیزر حرفه ای تبدیل شد.

people often seek a hypnotizer for therapy.

افراد اغلب برای درمان به سراغ یک هیپنوتیزر می روند.

the hypnotizer's voice was soothing and calming.

صدای هیپنوتیزر آرامش بخش و دلنشین بود.

she was amazed by the hypnotizer's techniques.

او از تکنیک های هیپنوتیزر شگفت زده شد.

the hypnotizer demonstrated how to enter a trance.

هیپنوتیزر نحوه ورود به حالت هیپنوتیزم را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید