Patients under hypnosis pass into a trance-like state.
بیماران تحت هیپنوتیزم وارد حالت مشابه با نشه میگردند.
I decided to put him under hypnosis and ask him again.
تصمیم گرفتم او را تحت هیپنوتیزم قرار دهم و دوباره از او بپرسم.
The hypnotist used a swinging pocket watch to induce hypnosis.
هیپنوتیست برای القای هیپنوتیزم از یک ساعت جیبی آویزان استفاده کرد.
She underwent hypnosis to quit smoking.
او برای ترک سیگار تحت هیپنوتیزم قرار گرفت.
Hypnosis can be used to treat anxiety and phobias.
میتوان از هیپنوتیزم برای درمان اضطراب و فوبیاها استفاده کرد.
He was put into a state of deep hypnosis.
او در حالت هیپنوتیزم عمیق قرار گرفت.
The therapist used hypnosis to help the patient recall repressed memories.
درمانگر از هیپنوتیزم برای کمک به بیمار برای به یاد آوردن خاطرات سرکوب شده استفاده کرد.
Some people are more susceptible to hypnosis than others.
برخی از افراد بیشتر از دیگران در برابر هیپنوتیزم آسیب پذیر هستند.
Hypnosis is often used in conjunction with cognitive behavioral therapy.
اغلب از هیپنوتیزم همراه با درمان شناختی رفتاری استفاده می شود.
Hypnosis is sometimes used as a form of entertainment.
گاهی اوقات از هیپنوتیزم به عنوان یک شکل از سرگرمی استفاده می شود.
She entered a state of deep relaxation during hypnosis.
او در طول هیپنوتیزم به حالت آرامش عمیق رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید