hypochromia

[ایالات متحده]/ˌhaɪ.pəʊˈkrəʊ.mi.ə/
[بریتانیا]/ˌhaɪ.pəˈkroʊ.mi.ə/

ترجمه

n. کمبود هموگلوبین یا رنگ‌آمیزی ناکافی

عبارات و ترکیب‌ها

hypochromia diagnosis

تشخیص هیپوکرومیا

hypochromia treatment

درمان هیپوکرومیا

hypochromia symptoms

علائم هیپوکرومیا

hypochromia causes

علت های هیپوکرومیا

hypochromia types

انواع هیپوکرومیا

hypochromia analysis

تجزیه و تحلیل هیپوکرومیا

hypochromia indicators

نشانه‌های هیپوکرومیا

hypochromia evaluation

ارزیابی هیپوکرومیا

hypochromia management

مدیریت هیپوکرومیا

hypochromia report

گزارش هیپوکرومیا

جملات نمونه

hypochromia can indicate a deficiency in iron.

هیپوکرومیا می‌تواند نشان‌دهنده کمبود آهن باشد.

patients with hypochromia often require further testing.

بیماران مبتلا به هیپوکرومیا اغلب به آزمایش‌های بیشتر نیاز دارند.

hypochromia is commonly seen in certain types of anemia.

هیپوکرومیا معمولاً در انواع خاصی از کم‌خونی دیده می‌شود.

the doctor explained the causes of hypochromia.

پزشک علل هیپوکرومیا را توضیح داد.

hypochromia can affect the appearance of red blood cells.

هیپوکرومیا می‌تواند بر ظاهر گلبول‌های قرمز تأثیر بگذارد.

understanding hypochromia is important for diagnosis.

درک هیپوکرومیا برای تشخیص مهم است.

dietary changes may help address hypochromia.

تغییرات رژیمی ممکن است به رفع هیپوکرومیا کمک کند.

hypochromia can be a sign of chronic disease.

هیپوکرومیا می‌تواند نشانه‌ای از بیماری مزمن باشد.

laboratory tests can confirm hypochromia in patients.

آزمایشات آزمایشگاهی می‌تواند هیپوکرومیا را در بیماران تأیید کند.

hypochromia is characterized by pale red blood cells.

هیپوکرومیا با گلبول‌های قرمز رنگ‌پریده مشخص می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید