hyperchromia

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˈkrəʊmɪə/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərˈkroʊmiə/

ترجمه

n. افزایش هموگلوبین در خون

عبارات و ترکیب‌ها

hyperchromia diagnosis

تشخیص هایپرکرومیا

hyperchromia treatment

درمان هایپرکرومیا

hyperchromia causes

علت هایپرکرومیا

hyperchromia symptoms

علائم هایپرکرومیا

hyperchromia conditions

شرایط هایپرکرومیا

hyperchromia assessment

ارزیابی هایپرکرومیا

hyperchromia management

مدیریت هایپرکرومیا

hyperchromia evaluation

ارزیابی هایپرکرومیا

hyperchromia risk

ریسک هایپرکرومیا

hyperchromia overview

مروری بر هایپرکرومیا

جملات نمونه

hyperchromia can be a sign of underlying health issues.

هایپرکرومیا می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات سلامت زمینه‌ای باشد.

doctors often investigate hyperchromia in patients.

پزشکان اغلب هایپرکرومیا را در بیماران بررسی می‌کنند.

hyperchromia is characterized by excessive pigmentation.

هایپرکرومیا با رنگدانی بیش از حد مشخص می‌شود.

some skin conditions can lead to hyperchromia.

برخی از شرایط پوستی می‌توانند منجر به هایپرکرومیا شوند.

hyperchromia may affect various parts of the body.

هایپرکرومیا ممکن است قسمت‌های مختلف بدن را تحت تأثیر قرار دهد.

patients experiencing hyperchromia should seek medical advice.

بیماران مبتلا به هایپرکرومیا باید به دنبال مشاوره پزشکی باشند.

hyperchromia can be mistaken for other skin disorders.

هایپرکرومیا ممکن است با سایر اختلالات پوستی اشتباه گرفته شود.

genetic factors may contribute to the development of hyperchromia.

عوامل ژنتیکی ممکن است به ایجاد هایپرکرومیا کمک کنند.

hyperchromia treatment options vary depending on the cause.

گزینه‌های درمانی هایپرکرومیا بسته به علت متفاوت است.

awareness of hyperchromia can help in early diagnosis.

آگاهی از هایپرکرومیا می‌تواند به تشخیص زودهنگام کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید