hypoperfused

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəpəˈfjuːzd/
[بریتانیا]/ˌhaɪpəpərˈfjuːzd/

ترجمه

v. جریان خون ناکافی به بافت یا اندام

عبارات و ترکیب‌ها

hypoperfused tissue

بافت کم خون رسانی

is hypoperfused

کم خون رسانی دارد

hypoperfused myocardium

میوکارد کم خون رسانی

become hypoperfused

کم خون رسانی شود

hypoperfused brain

مغز کم خون رسانی

remains hypoperfused

در حالت کم خون رسانی باقی بماند

hypoperfused kidney

کلیه‌ی کم خون رسانی

being hypoperfused

در حال کم خون رسانی بودن

hypoperfused skin

پوست کم خون رسانی

hypoperfused extremities

اندام های تحتانی کم خون رسانی

جملات نمونه

the hypoperfused tissue showed signs of oxygen deprivation.

بافت کم خون رسانی شده علائم کمبود اکسیژن را نشان می داد.

patients with hypoperfused myocardium are at higher risk.

بیماران مبتلا به میوکارد کم خون رسانی شده در معرض خطر بیشتری هستند.

the hypoperfused regions of the brain appeared darker on the scan.

مناطق کم خون رسانی شده مغز در اسکن تیره تر به نظر می رسیدند.

severe dehydration can lead to hypoperfused kidneys.

کم آبی شدید می تواند منجر به کلیه های کم خون رسانی شده شود.

the surgeon identified hypoperfused bowel segments during the operation.

جراح قطعات روده کم خون رسانی شده را در طول عمل جراحی شناسایی کرد.

hypoperfused extremities may require immediate medical attention.

اندام های کم خون رسانی شده ممکن است نیاز به توجه فوری پزشکی داشته باشند.

ct scans revealed hypoperfused areas in the liver.

اسکن های سی تی مناطق کم خون رسانی شده را در کبد نشان دادند.

the hypoperfused retina caused vision problems in the patient.

رِتینای کم خون رسانی شده باعث مشکلات بینایی در بیمار شد.

cold temperatures can result in hypoperfused fingers and toes.

دمای پایین می تواند منجر به انگشتان و پنجه های کم خون رسانی شده شود.

hypoperfused skin often appears pale and cool to the touch.

پوست کم خون رسانی شده اغلب رنگ پریدگی و خنکی به لمس دارد.

the medication improved blood flow to hypoperfused tissues.

دارو باعث بهبود جریان خون به بافت های کم خون رسانی شده شد.

doctors monitored the hypoperfused heart muscle closely.

پزشکان به دقت عضله قلب کم خون رسانی شده را رصد کردند.

hypoperfused areas need revascularization to prevent tissue death.

مناطق کم خون رسانی شده برای جلوگیری از مرگ بافت به عروق رسانی مجدد نیاز دارند.

the patient's hypoperfused limb required urgent surgical intervention.

اندام کم خون رسانی شده بیمار نیاز به مداخله جراحی فوری داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید