ischemic stroke
سکته ایسکمیک
ischemic heart disease
بیماری ایسکمیک قلبی
ischemic tissue
بافت ایسکمیک
being ischemic
ایسکمیک بودن
ischemic condition
وضعیت ایسکمیک
ischemic changes
تغییرات ایسکمیک
acute ischemic
حاد ایسکمیک
chronic ischemic
مزمن ایسکمیک
ischemic pain
درد ایسکمیک
ischemic event
حادثه ایسکمیک
the patient suffered an ischemic stroke in the left hemisphere.
بیمار دچار سکته مغزی ایسکمیک در نیمکره چپ شد.
ischemic heart disease is a major risk factor for heart attacks.
بیماری قلبی ایسکمیک یک عامل خطر اصلی برای حملات قلبی است.
regular exercise can help prevent ischemic changes in the legs.
ورزش منظم میتواند به جلوگیری از تغییرات ایسکمیک در پاها کمک کند.
an ischemic bowel can lead to serious complications if untreated.
روده ایسکمیک در صورت عدم درمان میتواند منجر به عوارض جدی شود.
the doctor ordered tests to rule out ischemic optic neuropathy.
پزشک دستور انجام آزمایشاتی را برای رد نوروپاتی ایسکمیک چشم داد.
following a healthy diet can reduce the risk of ischemic events.
رعایت یک رژیم غذایی سالم میتواند خطر حوادث ایسکمیک را کاهش دهد.
the angiogram revealed significant ischemic tissue in the foot.
آنژیوگرافی بافت ایسکمیک قابل توجهی را در پا نشان داد.
ischemic priapism is a urological emergency requiring immediate attention.
اثر ایسکمیک در معاینه نعوظ یک اورژانس اورولوژی است که نیاز به توجه فوری دارد.
he was diagnosed with chronic ischemic condition after the examination.
پس از معاینه به او بیماری مزمن ایسکمیک تشخیص داده شد.
the goal of the treatment is to improve blood flow to ischemic tissues.
هدف از درمان بهبود جریان خون به بافتهای ایسکمیک است.
ischemic damage to the brain can result in cognitive impairment.
آسیب ایسکمیک به مغز میتواند منجر به اختلال شناختی شود.
ischemic stroke
سکته ایسکمیک
ischemic heart disease
بیماری ایسکمیک قلبی
ischemic tissue
بافت ایسکمیک
being ischemic
ایسکمیک بودن
ischemic condition
وضعیت ایسکمیک
ischemic changes
تغییرات ایسکمیک
acute ischemic
حاد ایسکمیک
chronic ischemic
مزمن ایسکمیک
ischemic pain
درد ایسکمیک
ischemic event
حادثه ایسکمیک
the patient suffered an ischemic stroke in the left hemisphere.
بیمار دچار سکته مغزی ایسکمیک در نیمکره چپ شد.
ischemic heart disease is a major risk factor for heart attacks.
بیماری قلبی ایسکمیک یک عامل خطر اصلی برای حملات قلبی است.
regular exercise can help prevent ischemic changes in the legs.
ورزش منظم میتواند به جلوگیری از تغییرات ایسکمیک در پاها کمک کند.
an ischemic bowel can lead to serious complications if untreated.
روده ایسکمیک در صورت عدم درمان میتواند منجر به عوارض جدی شود.
the doctor ordered tests to rule out ischemic optic neuropathy.
پزشک دستور انجام آزمایشاتی را برای رد نوروپاتی ایسکمیک چشم داد.
following a healthy diet can reduce the risk of ischemic events.
رعایت یک رژیم غذایی سالم میتواند خطر حوادث ایسکمیک را کاهش دهد.
the angiogram revealed significant ischemic tissue in the foot.
آنژیوگرافی بافت ایسکمیک قابل توجهی را در پا نشان داد.
ischemic priapism is a urological emergency requiring immediate attention.
اثر ایسکمیک در معاینه نعوظ یک اورژانس اورولوژی است که نیاز به توجه فوری دارد.
he was diagnosed with chronic ischemic condition after the examination.
پس از معاینه به او بیماری مزمن ایسکمیک تشخیص داده شد.
the goal of the treatment is to improve blood flow to ischemic tissues.
هدف از درمان بهبود جریان خون به بافتهای ایسکمیک است.
ischemic damage to the brain can result in cognitive impairment.
آسیب ایسکمیک به مغز میتواند منجر به اختلال شناختی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید