hypoplasia

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˈpleɪziə/
[بریتانیا]/ˌhaɪpəˈpleɪʒə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکامل نیافته یک ارگان یا بافت؛ کاهش تعداد سلول‌ها در یک بافت

عبارات و ترکیب‌ها

hypoplasia syndrome

سندرم هیپوپلازی

hypoplasia tooth

دندان هیپوپلازی

hypoplasia diagnosis

تشخیص هیپوپلازی

hypoplasia treatment

درمان هیپوپلازی

hypoplasia causes

علت های هیپوپلازی

hypoplasia symptoms

علائم هیپوپلازی

hypoplasia risk

خطر هیپوپلازی

hypoplasia factors

عوامل هیپوپلازی

hypoplasia assessment

ارزیابی هیپوپلازی

hypoplasia prevalence

شیوع هیپوپلازی

جملات نمونه

hypoplasia can affect various organs in the body.

هاوپلازی می‌تواند اندام‌های مختلف بدن را تحت تأثیر قرار دهد.

dental hypoplasia is often seen in children.

هاوپلازی دندان اغلب در کودکان دیده می‌شود.

she was diagnosed with pulmonary hypoplasia at birth.

او در بدو تولد به هاوپلازی ریوی مبتلا شد.

hypoplasia may lead to functional impairments.

هاوپلازی ممکن است منجر به اختلالات عملکردی شود.

the doctor explained the implications of renal hypoplasia.

پزشک عوارض کلیوی هاوپلازی را توضیح داد.

early detection of hypoplasia can improve treatment outcomes.

تشخیص زودهنگام هاوپلازی می‌تواند نتایج درمان را بهبود بخشد.

genetic factors can contribute to the development of hypoplasia.

عوامل ژنتیکی می‌توانند در ایجاد هاوپلازی نقش داشته باشند.

hypoplasia is often associated with other congenital conditions.

هاوپلازی اغلب با سایر شرایط مادرزادی مرتبط است.

the research focused on the causes of optic nerve hypoplasia.

تحقیقات بر روی علل هاوپلازی عصب بینایی متمرکز بود.

patients with hypoplasia may require specialized care.

بیماران مبتلا به هاوپلازی ممکن است به مراقبت‌های تخصصی نیاز داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید