overdevelopment

[ایالات متحده]/[ˌoʊvərˈdɛvəlmənt]/
[بریتانیا]/[ˌoʊvərˈdɛvəlmənt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند توسعه زمین به گونه‌ای بیشتر از حد پایدار یا مطلوب؛ توسعه بیش از حد یا غیر پایدار، که اغلب منجر به تخریب محیط زیست و مشکلات اجتماعی می‌شود؛ وضعیتی از توسعه بیش از حد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

overdevelopment crisis

بحران توسعه بیش از حد

prevent overdevelopment

جلوگیری از توسعه بیش از حد

overdevelopment concerns

نگرانی‌های مربوط به توسعه بیش از حد

avoid overdevelopment

اجتناب از توسعه بیش از حد

address overdevelopment

رسیدگی به توسعه بیش از حد

overdevelopment impacts

اثرات توسعه بیش از حد

caused by overdevelopment

ناشی از توسعه بیش از حد

overdevelopment risks

خطرات توسعه بیش از حد

limiting overdevelopment

محدود کردن توسعه بیش از حد

overdevelopment problem

مشکل توسعه بیش از حد

جملات نمونه

the coastal region is suffering from severe overdevelopment and its natural beauty is disappearing.

منطقه ساحلی دچار توسعه بیش از حد شدید است و زیبایی طبیعی آن در حال محو شدن است.

concerns about overdevelopment have led to stricter zoning regulations in the area.

نگرانی‌ها در مورد توسعه بیش از حد منجر به مقررات سخت‌گیرانه‌تر مناطق در این منطقه شده است.

we need to carefully manage growth to avoid the pitfalls of overdevelopment.

ما باید رشد را به دقت مدیریت کنیم تا از دام‌های توسعه بیش از حد اجتناب کنیم.

the rapid overdevelopment of the city has strained its infrastructure.

توسعه سریع شهر باعث فشار بر زیرساخت‌های آن شده است.

critics argue that the resort's overdevelopment is destroying the local ecosystem.

منتقدان استدلال می‌کنند که توسعه بیش از حد استراحتگاه در حال تخریب اکوسیستم محلی است.

sustainable development is a response to the negative impacts of overdevelopment.

توسعه پایدار پاسخی به تأثیرات منفی توسعه بیش از حد است.

the government is trying to curb overdevelopment with new building restrictions.

دولت در تلاش است تا با محدودیت‌های ساختمانی جدید، توسعه بیش از حد را مهار کند.

overdevelopment often leads to a decline in quality of life for residents.

توسعه بیش از حد اغلب منجر به کاهش کیفیت زندگی برای ساکنان می‌شود.

the project aims to mitigate the effects of past overdevelopment in the area.

این پروژه با هدف کاهش اثرات توسعه بیش از حد گذشته در این منطقه است.

there's growing opposition to the proposed overdevelopment of the waterfront.

مخالفت با توسعه پیشنهادی خط ساحلی در حال افزایش است.

the community fears the overdevelopment will displace long-time residents.

جامعه می‌ترسد که توسعه بیش از حد باعث جابجایی ساکنان باسابقه شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید