hypothermic shock
ضربه سرما
hypothermic patient
بیمار دچار افت دمای بدن
hypothermic condition
وضعیت افت دمای بدن
hypothermic response
واکنش به افت دمای بدن
hypothermic therapy
درمان افت دمای بدن
hypothermic exposure
قرار گرفتن در معرض سرما
hypothermic symptoms
علائم افت دمای بدن
hypothermic rescue
نجات از افت دمای بدن
hypothermic intervention
مداخله در افت دمای بدن
hypothermic treatment
درمان افت دمای بدن
the climber was found hypothermic after hours in the snow.
الpinگر پس از چند ساعت در برف به دلیل افت دمای بدن پیدا شد.
hypothermic patients require immediate medical attention.
بیماران مبتلا به افت دمای بدن به مراقبتهای پزشکی فوری نیاز دارند.
wearing proper clothing can prevent hypothermic conditions.
پوشیدن لباس مناسب میتواند از بروز افت دمای بدن جلوگیری کند.
he showed signs of being hypothermic after swimming in cold water.
پس از شنا در آب سرد، علائم افت دمای بدن را نشان داد.
hypothermic reactions can occur in extreme weather.
واکنشهای افت دمای بدن میتواند در هوای بسیار سرد یا گرم رخ دهد.
the rescue team quickly treated the hypothermic survivor.
تیم نجات به سرعت به بازمانده دچار افت دمای بدن رسیدگی کرد.
hypothermic shock can lead to serious health issues.
افت دمای بدن شدید میتواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.
it’s crucial to recognize hypothermic symptoms early.
تشخیص زودهنگام علائم افت دمای بدن بسیار مهم است.
they wrapped the hypothermic child in warm blankets.
آنها کودک دچار افت دمای بدن را در پتوهای گرم پیچیدند.
hypothermic conditions can be life-threatening if not addressed.
شرایط افت دمای بدن در صورت عدم رسیدگی میتواند تهدید کننده حیات باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید